تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
كه زاد « 1 » بنده از سى برگذارد * ز حركت بيشتر زى دل سپارد 355 به دل او برگزيند مردمان را * ندارد دوست جز از نيكوان را مگر او بر كسى بر ، عاشق آيد * و گرنه سوى شهوت كم گرايد برين حال او بماند نوزده نيز * نينديشد بجز تمييز « 2 » خود چيز چو بر پنج و چهل بر سو « 3 » گذشت او * و ديوان جوانى برنوشت « 4 » او 14 آ از آن حركت كه وى را در دلش بود * از آن مر بيشتر زان چشم بر بود بدين هنگام تا چشمش نه‌بيند * به نپسندد دلش كه « 5 » برگزيند بچشمش آرزومندى برآيد * بدل در عشق و شهوت كم فزايد برين سان باشد او تا شصت برسو « 6 » * پس آنگه آيد از هر جاى آهو « 7 » از آن حركت به هرجا چيزكى خرد « 8 » * بماند و آن دگر پيرى فروبرد فسبحانه إله الخالق الفرد * چنانش خواست تقديرش عيان كرد 365 بگفتم اندرين تركيبِ عالم * و نيز از حالِ فرزندانِ آدم هرآنچ او گفتنى بُد مختصر را * گزيده شد پسنديده اثر را كنون در باب ديگر وصف دارو * ببايد گفت نام و طبع ، هر دو

اسماء الادويه

كه طبع مردمان دانسته آمد * در نادانه « 9 » بر تو بسته آمد
هامش
( 1 ) - زاد : سن ، سال . در كشف الاسرار ميبدى آمده : و ابونا شيخ كبير : و پدر ما پيريست بزاد بزرگ ج 7 ص 288 . ( 2 ) - تمييز : بازشناختن ، چيزى را بر چيزى برترى دادن . در نسخهء اصل تميز . ( 3 ) - برسو : بالا . در زاد المسافرين حكيم ناصر خسرو قباديانى و التفهيم ابو ريحان بيرونى به همين معنى آمده است : نه‌بينى كه درخت از برسو همى تركيب پذيرد . زاد المسافرين ص 42 . نيمه برسوش بزرگتر التفهيم ص 327 . ( 4 ) - نوشتن : نورديدن . ( 5 ) - كه : در نسخهء اصل كى . ( 6 ) - برسو : بالا . تا شصت برسو : تا بالاى شصت . ( 7 ) - آهو : بيمارى ، عيب ، مرض . ( 8 ) - خرد : در نسخهء اصل خورد . ( 9 ) - نادانه : ظاهرا بمعنى نادانى آمده است .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 25 | حكيم ميسرى / برات زنجانى