تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
كسى گر رنگهاىِ سرخ بيند * بخواب اندر همه سرخى گزيند دليلست اينكه خونش غلبه دارد * و خون ، آن جسم او را علّت آرد كسى بيند بخوابش دود تاريك * و هرچ آن با سياهى هست نزديك نشانست اينكه مى سودا نمايد * و سودا مىبود علّت فزايد 340 و گر ايزد چنان تقدير سازد * كه شخصى را درازى عمر يازد « 1 » ز حدّ كودكى تا نوزده سال * همه سلطانِ خون باشد به‌هرحال پس آنگه بيست سال ديگر آيد * حَدِ سلطانِ صفراش اندر آيد چو عمر از سى و پنجش برگذارد * ز سودا بر طبيعت لشكر آيد ب 13 ز سى و پنج تا شصت تماما « 2 » * ز سودا بين همه سلطان و كاما 345 پس آنگه حال زى پيرى گرايد * حَدِ سلطانِ بَلْغَمْشْ اندر آيد بماند پيرى و سلطانِ بلغم * بهم تا روزگارِ مرگ و ماتم و طبع جنبش اندر جسم مردم * نيارامد بود برسان كژدم بوقت كودكى در پاى باشد * نه‌بينى پايش اندرواى « 3 » باشد نه پاى كودك از حركت بماند * و گر پايش بماند خود نداند 350 برين كردار باشد نوزده سال * پس آنگه جاى ديگر گرددش حال برآيد اين ز پايش بر دگر بر « 4 » * بماند در دگر يك حدّ ديگر كه حركت از دو پايش برتر آيد * جوانمرد از پىِ شهوت گرايد ستور « 5 » و مردم اندر باب شهوت * به پيش وى يكى باشد ز حركت بماند نوزده سال او برين حال * و حال آرد دگر از گردش سال
هامش
( 1 ) - يازيدن : اراده نمودن . در نسخهء اصل بازد . ( 2 ) - تماما : تمام . كاما : كام . الف در آخر هر دو مصراع براى اشباع آمده است . ( 3 ) - اندر واى : در هوا ، معلق ، آويخته . ( 4 ) - بر : طرف جانب . ( 5 ) - ستور : چهارپا ، جانورى كه بار كشد يا سوارى دهد .