تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
بيماران و نيروبخشى تن سودمند است . و براى شكمبه‌هاى زبون زيانبار است . كردناج ، گردنا ، گردناج نام‌هاى ديگر آن مىباشد . ( تحفه حكيم ) )

كشك :

در « معجم الوسيط » آمده ، خوراكى ساخته شده است از آرد و شير كه آنها را خشك مىكنند و در هنگام نياز آن را مىپزند ، گاهى با جو آن به كار مىرود . در « مفيد العلوم » آمده خوراكى از گندم يا هر دانه‌ى كوبيده و گوشت و خرما كه به آن قاووت گندم « جشيش » گويند . ولى خوراك كشكيه از خيساندن كشك در ماست ( شير ) ترش تا آن كه ترش شود ، سپس آن را خشك مىكنند و خوراك را با آن تغليظ مىنمايند . اين كشك ترش شده و قرص شده را انبار مىكنند و هنگام نياز به كار مىبرند . در شهر موصل از گندم پوست‌كنده و خرد شده با آب مىپزند پيش از پخت كامل برمىدارند و خشك مىنمايند ، سپس برگ‌هاى ريزريزشده‌ى را با آن مىآميزند به همراه مايه خمير همه را در پاتيلى مىگذارند آن به مدت يك هفته يا بيشتر در آن مىماند تا انباشته‌هاى درون آن ترش شود و داراى بويى خوشى گردد . هنگامى كه پخت آن خواسته شود ، شيره‌ى كشك گرفته مىشود كه به آن كشك سبز مىگويند سپس با گوشت و برگ چغندر و سير آن را مىپزند . ( ذ : كشك چغندر : ( آش ) چغندر پخته يا لبو را تكه‌تكه كنند و در آب كشك بگذارند و از آن خوراكى سازند پيش يا پس از خوراك خورند ، چون آب دوغ و ماست لبو و ماست چغندر ، كشك سياه قره‌قورت ، ترف است . جو يا گندم پوست‌كنده ، كه ( آش ) كشك جو يا كشك گندم ، صلت ، نيم‌كو ، پله‌كو نيز خوانده مىشود . ( دهخدا ) )

لقانق ( نقاق ) :

گوشت كوبيده با آرد قرنفل و سير كوبيده و زيره و دارچين با هم مىآميزند تا خوب چسبندگى پيدا كنند ، سپس روده‌ى بره را پاكيزه كرده ، مىشويند ، سپس آن را با اين خمير شده پر مىكنند . پس از اين در هواى آزاد دور از آفتاب آويزان مىنمايند تا پس از چند روز خشك مىشود سپس با روغن مىپزند يا سرخ مىكنند . لقمه القاضى : - ن . ك روغن خرديك