تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
( ذ : نان گوزينه ، لوزينه ، رشته‌اى از ميده‌ى گندم ( آرد سپيد ) سازند آن را رشته فطائف خوانند . ( آنندراج ) )
كامخ :
( A Kind of condiment or sauce )
( ذ : آبكامه ، از آن نان و خورش سازنند ، تازىشده‌ى « كامه » ، نام ديگر آن « مرّى » گويند مرى از آن پست‌تر است برخى آن را ترشى مىپندارند و نان خورشى از شير ، پودنه است كه در ديك‌افزارها كنند به چندين گونه و تمام اصناف آن ديرگوار و نازسازگار باشد ( فرهنگ سرورى ) . در هند آن را با نمك و آب و سركه مىسازند و مزه‌ى آن به مانند مزه‌ى زيتون . كامخ خردل بلغم را مىراند . كامخ خراه پلشت و پديد آورنده‌ى تنگىهاست . ( ابن بيطار ) )
كبابه :
Roasted meat
در « مفيد العلوم » گوشت نرم گلوله با روغن دنبه يا روغن كنجد ، دانه‌هاى بوداده و بو نداده در آن به كار مىرود . امروزه ما به آن كفته ( كوفته ) يا كباب تاوه‌اى مىگوييم . ولى كباب نزد ما ، سوريه ، تركيه ، ايران و جز آن ، گوشت نرم تكه‌تكه شده به سيخ كشيده و بر آتش بريان شده است .
كبد :
Liver
در ايران و عراق جگر سياه ، را تكه‌تكه كرده به سيخ مىكشند و بر آتش بريان مىكنند . عراقيان به آن « فشافيش » گويند .
كردناك :
A Kind of kabab
گونه‌اى از بريان كردن گوشت است . روش ساخت : گوشت ران بره يا گوساله كوچك را به تكه‌هاى نازك به اندازه‌ى كف دست ، مىبرند در آبى خوش‌بو شده با ادويه و ترش شده با سركه مىخوابانند ، پس از يك يا دو روز با همان آب نيم‌پز مىكنند برمىدارند ، خشك مىكنند . سپس بر تابه‌اى سنگى بسيار گرم شده ميانه شررهاى آتشين پشت و رو مىنمايند . اكنون به آن استيك مىگويند . ( ذ : كبابى است پس از نيم‌پخت كردن مرغ و جز آن با آتش برشته نمايند براى