تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
شيرينى حلواى ساخته شده از خرما و روغن است . در « طبيخ » چندين گونه « خبيص » ياد شده است گونه‌اى ساخته شده با عسل و پسته ، و يا با بادام ، يا كدو يا هويج و جز آن . ساخت همه گونه‌هاى آن را رازى از خمير نان و آرد گندم گفته است و خمير شده‌ى آن با گلاب و شكر و ديگر مواد است روى آتش با روغن هم زده مىشود تا پخته شود . آن را در عراق شيرينى آردى ، شيرينى كدويى و جز آن ، مىگويند .

خشكار :

واژه‌اى پارسى به معنى نان تيره رنگ كه از آرد نامرغوب و يا آرد گندم سبوس‌دار ساخته مىشود .
خشكنانك ( خشكنانج ) :
( Dry bread ; biscuit )
واژه پارسى ، تازى شده ، در عراق « كلوچه » گويند . ساخته شده از خمير و روغن و تخم‌مرغ است كه به‌گونه قرص‌هاى كوچك و نازك درمىآوردند و درون آن را با گردو و بادام يا خرما و جز آن پر مىكنند در تنور يا فر مىگذارند و مىپزند .
رائب :
( Curdled milk ; yogurt )
به آن ماست يا شير بسته گويند تا بتوان آن را از شير جدا نمايند و در جنوب عراق « روبه » گويند . آن شيرى است كه مايه‌ى ماست آن زده شده در ظرفى مىگذارند تا سفت و ترش شود . لبن مخيض : ماست درون مشك زده شده يا ظرف چرخنده تا كره‌ى آن جدا شده روى قرار گيرد و ماست مخيض : ماست كم‌چربى است .
رب :
( Extract ; rob )
افشره‌ى جوشانده‌ى خرما ، انگور و جز آن است . به هر افشره‌اى كه داغ شود و آب آن كاهش يابد و بستگى آن بالا رود گفته مىشود . واژه‌ى مربى از آن ريشه گرفته است كه پختن هر ميوه با آب و شكر مىباشد . تربيب : پروراندن ، بستگى هر چيز آبكى را با جوشاندن بالا ببرند و سفت كنند .