اكارع ( كراع ) :
( Trotter )
ف : كراع است براى آدمى از پايين زانو تا پاشنه پا ، گاو و گوسفند پايين ساق تهى از گوشت روى آن ( پاچه ) مىباشد . پاچهى گاو و گوسفند به همراه سر و يا تنها پخته شود . و يا با اندكى نخود و پياز پخته مىشود و در آب آن تريد كرده سپس آن را مىخورند .
( ذ : بهترين آن پاچهى گوسفند و بز يك ساله ، ليز ، ديرگوار است ، پس از گوارش آميختگى نيكو و آبكى ، با ارزش خوراكى ميانه مىسازد ( تحفه حكيم ) )
از خوراكىهاى ملى و مردمى ( ايران ) و عراق است .
برمهى عدس :
رازى آن را « بذور » جمع بذر آورده است . گونهاى پختنى هنوز در شهر موصل پخته مىشود . از آميخته عدس ، لوبياى سرخ ، نخود ، برغول گندم و باقالى ساخته مىشود . همه را در پاتيلى سفالى ريخته گوشت گاو سپس ديگ را پر آب مىكنند و در آن را با گل خوب آببندى مىنمايند تا نشتى از آب نداشته باشد ، سپس آن را درون خاكستر تنور داغ كه از كار آن زياد نگذشته باشد ، مىگذارند و بيش از هشت ساعت در آنجا رها مىكنند ، سپس بيرون آورده آنچه در ديگ سفالى هست را در پاتيلى فلزى مىريزند و خوب مىآميزند ، پس از آن به آن روغن و زيره نرم شده و گشنيز و جز آن مىافزايند .
بطون :
Ventricles
سيراب ، شيردان گاو يا گوسپند را خوب تميز مىكنند و به تكههايى به اندازه كف دست مىبرند و به تنهايى يا با پياز و نخود پخته مىپزند .
بورقيه ( بورك ) :
( ذ : آش بفرا ، آش ماست گونهاى خوراك است ( آنندراج ) )
بهطّه :
شير برنج خوراكى لرزنك ، و پالودهاى ، از شير و برنج و شكر در عراق نيز شير برنج گويند . در « مفيد العلوم » آمده ، اين خوراك را با پختن مرغ يا بدون آن بدست مىآورند .