و دانش خود اندازه ياد كردند و براى آن نامى جهت جدا كردن از گونه ساختهشدهى ديگر برگزيدند .
جوذاب :
( Adish of Suger , rice and meat )
در « مفيد العلوم » آمده ، گونهاى از خوراكى برگرفته از برنج و نان نازك و جز آنها به همراه سبزيجات يا بدون آن ، با شكر يا بىشكر . همهى آنها در ديگ ريخته و درون تنور گذاشته سپس بره يا غاز يا بزغاله در حال بريان شدن روى آن آويزان مىكنند كه روغن آن چكهچكه درون ديگ ريخته شود رويش طبخ بايد چنين باشد و گرنه جوذاب نخواهد بود . در « طبيخ » آمده چندين گونه جوذاب همچون نان ، قطائف و جوذاب خيس شده و جز آن داريم .
( ذ : تازىشدهى گوداب است ، نشيل ( دهخدا ) )
حصرميه :
( A salad made of green grapes )
آش غوره ، خوراكى آبكى پخته و ساخته شده از گوشت آبپز و افشرهى غوره و اندكى برنج و برشهايى از بادمجان پوستكنده و كدو است . برخى بدان سيب ترش مىافزايند و روى آتش ملايم مىگذارند تا همگى خوب پخته شود . سپس بر آن اندكى نمك و ادويه و برخى شكر مىافزايند هنوز در شهر موصل به همين نام و با همين راه كه در كتاب « طبيخ » آمده ، به كار مىرود .
حوارى :
( meal )
« مفيد العلوم » بر آن نام « درمك » نهاده ، « معجم الوسيط » آورده : خوارى : آرد سپيد از مغزهاى آرد شده گياهى ( سپوس گرفته ) است . در عراق امروز به آن خمير زرد يا نان خوارى و يا نان ساخته شده از آرد سپيد گندم مىگويند .
( ذ : ميدهى سپيد ، آرد سپيد بىسبوس ، هر خوراكى كه آن را سپيد كرده باشند ( ناظم الاطباء ) )
خبيص :
( Sweet meat prepared with dates and butter )
« خبص الشىء » به معنى : آن را خوب آميخت . در « معجم الوسيط » آمده : گونهاى