تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
عراقيان به آن « بورك » گويند همان گونه گذشتگان به هرگونه خمير آميخته و پرشده با هر چيز و در روغن سرخ كرده چنين نام گذاشته‌اند

اسفيدباج :

( ذ : اسفيدبا ، اسفيدوا ، سپيدبا و سفيذباج شورباى گوشت بىچاشنى است كه به بيماران داده مىشود . واژه تازى شده از زبان پارسى است . خوراكى لطيف و مرطب و صالح الكيموس و موافق امزجه‌ى سوداوى و صاحب سعال و قرحه‌ى ريه و امثال آن است ( از تحفه حكيم ) . خوراكى از گوشت و پياز و روغن زيتون و كرفس و گشنيز ، آش ساده ، بىترشى و ادويه ( ذخيره خوارزمشاهى ) ) . برخى آن را سفيذباجه گويند ، روش ساخت گوشت خرد شده در روغن پيه تفت داده شده بر آن گشنيز خشك پودر شده و زيره‌ى كوبيده و يك دانه پياز و يك مشت نخود پوست‌كنده و در آب فراوان مىجوشانند تا پخته شود ، سپس بر آن بادام شيرين كوبيده و مرغ تكه‌تكه‌شده‌ى پاك شده مىافزايند ، هرگاه آب خود را از دست دهد ، آب بر آن مىافزايند تا آن كه همگى خوب پخته شوند . سپس بر آن تخم‌مرغ مىشكنند كه چشم بر آن ديده مىشود روى آتش ملايم رها مىكنند و زيره و دارچين براى مىپاشند و سپس مىخورند .

اطريه‌ى :

خمير را به اندازه نخود خرد مىكنند و ميان انگشتان نشانه و ميانه پيچ و تاب مىدهند و به مانند فتيله درمىآورند سپس بر روى آتش خشك مىكنند همانند رشته مىشود . به تنهايى و يا با برنج و يا گوشت در روغن پخته مىپزند و به همين گونه در كتاب « طبيخ » آمده است . سراينده‌اى با نام وراق گفته است :
أتيت أرجيه فى حاجة * فلم تنبحث نفسه الجامدة و فتل فى ذقنه و النفوس * تعاف المفتلة الباردة
آمدم از او چيزى بخواهم ولى روان خشك او تحريك نشد و ريش خود را با دست بهم پيچيد همچون كسى كه از چيزى خوشش نيامده با دست پيچاند ( ذ : رشته‌اى كه از آرد گندم سازنند با شير و شكر بخورنند ( انندراج ) ، آش اطريه آش رشته ، ( ناظم الاطبا ) )
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 811 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى