تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
مهره‌هاى تنش به سنگ خوردند و پس از مدتى حركت برخى از انگشتان سخت مىشود . پزشكان روى آن انگشتان دارو و مرهم مىگذاشتند . ولى هيچ نشانى از بهبودى نمايان نمىشد . ولى جالينوس داروهاى به كار برده شده‌ى ايشان را بر روى مهره‌ى آسيب ديده كه سرچشمه‌ى پى انگشتان از آن بود مىگذارد و به زودى بهبودى آشكار مىشود . پىها در آغاز بيرون آمدن از مغز و نخاع نرم‌اند همچون مغز و نخاع سپس هرچه دور تر مىشوند سخت‌تر شده تا اينكه يك تار و شاخه‌ى كامل پى مىگردد . سودمندى پىها در اين است كه دستگاه و راهى براى رسانيدن حس و حركت به اندام‌ها مىباشند . ازاين‌رو هرگاه پىاى از پهنا بسته يا بريده شود ، حس و حركتى كه اين پى براى هر اندام مىبرد ، از دست خواهد رفت . اگر نخاع از پهنا بريده يا شكسته شود ، حس و حركت اندام‌هايى كه رستنگاه پى آنها پايين‌تر از اين بريدگى باشد از كار مىافتد . اگر بريدگى در درازاى نخاع و يا هر پى رخ دهد به كاركرد آنها آسيبى نمىرساند « 1 » ولى رخدادى كه در پهنا روى دهد به اندازه‌ى بريدگى در سويى كه پديدآمده ، كاركرد آن اندام را از ميان مىرود . مغز با آن كه سرچشمه حس و حركت ارادى مىباشد ، بر پايه‌ى ديدگاه جالينوس افزون بر آن ، جايگاه خيال‌پردازى و انديشيدن و يادگيرى ( حافظه ) مىباشد . بخش خيال‌پردازى در بخش پيشين و بخش انديشيدن در بخش ميانى و بخش يادگيرى ( حافظه ) در بخش پسين مغز است . « 2 » آفريدگار بزرگ دل را چشمه و كانون حرارت غريزى نهاد كه بخش‌هاى ديگر تن از اين آن بهره مىبرند و آن با رويش سرخرگ‌ها از دل و رفتن آنها به اندام‌ها مىباشد . هر اندامى كه سرخرگ‌هايش را از دست دهد ، سرد و كرخت مىگردد حس و حركت آن سخت گشته و چنانچه اين دو را از دست دهد سرد مىشود و به مانند بافت مرده « 3 » مىگردد . چون ماهيچه‌ها و پىها و مغز براى به انجام رساندن درست كارهاى خود ،
هامش
( 1 ) . پىها از تارها و الياف طولى ساخته شده‌اند ياخته عصبى : شامل ( هسته ، اكسون ، دندريت ) ( 2 ) . مغز : قسمتى از دستگاه عصبى كه در كاسه‌ى سر جاى دارد و از مخ ، مخچه ، پياز مغز و مغز ميانى( Midbrain )ساخته شده است . ( 3 ) .Gangerene: بافت مرگى - گانگرن