حرارت دل به جگر نمىرسيد برايش نيرويى نمىماند كه كار خود را به انجام رساند و هر آينه گرم كردن مغز بوسيله سرخرگها و دل كه تغذيهى آن با جگر و رگهاى رونده بسويش نبود ، مغز توان ماندن بر انجام كار هميشگى خود را نمىيافت و كار خود را بدرستى انجام نمىداد و هرآينه تحريك ماهيچههاى سينه بوسيله مغز براى نفس كشيدن نبود دل نيز نمىتوانست حرارت غريزى را به سراسر تن بفرستد .
4 - دستگاه تناسلى يا توليد مثل كه دربرگيرندهء زهدان ، نرينه ، خايهها ( انثيان ) « 1 » آوندهاى آب نرينه و راههاى رفتن آنها است . اين دستگاه نياز زيستى هر فرد نمىباشد ولى بايد براى ماندگارى نسل آدمى باشد . چون آفريدگار بزرگ تن آدمى را از اندامهاى تجزيهپذير و ناماندگار درست كرده است كه سبب مىشود يك شخص ماندگار نماند .
ازاينرو دستگاهى براى ساخت آدمى را فراهم مىكند كه كاربرى آن انگيزهى ماندگارى آدميان مىشود .
اينها سخنانى كوتاه و كلياتى درباره اندامها و كاركرد و سودمندىهايشان بود . ما اكنون آن را بگونهاى گستردهتر و گزارهتر ياد خواهيم كرد چون آرمان ما در كوتاهگويى و كوتاهنويسى اين كتاب نيست گرچه اين كتاب براى كاوش و جستجوى گسترده نگاشته نشده بلكه بر كوتاهى سراسرى آن نيز نظر داريم .
استخوانشناسى :
كاسه سر « 2 » گرد است ولى نه فراگير ، در آن سوراخهاى ريز و درشت فراوانى است ، كه از آنها اعصاب بسيار بيرون مىآيد و سياهرگها و سرخرگها بدرون آن وارد مىشوند . « 3 »
هامش
( 1 ) . انثيان : ن . ك « انثيان » نمايه واژگان
( 2 ) . استخوانهاى كاسه سر( skull )چهار تا تكى ( پيشانى .Frontal Bو پس سرى .occipital Bاستخوان پرويزنى ( غربالى ) .Ethmoid Bوتدى ( شب پرهاى ) .sphenoid Bو دو تا دو تايى ( گيجگاهى .Temporal Bو آهيانهParietal)
( 3 ) . سوراخهاى كاسه سر بسيارند برخى از آنها :
دو سوراخ بالاى ابرو در استخوان پيشانى - سوراخ پرويزنى در استخوان غربالى ، سوراخ گرد بزرگ( Foramen Lacerum )سوراخ پارهاى قدامى از بخش پشتى بيرونى تنه استخوان شبپره( sphenoid . B )در پشت اين ناحيه سوراخ بزرگ و تقريبا گردى در داخل استخوان به طرف بالا مىرود كه سوراخ دهانه زيرين مجراى سباتى مىباشد( carotid canal ).