هركدام به اندازهى ويژه خود ، به اين حرارت نياز دارند ، ازاينرو سرخرگها به ايشان مىچسبند . اين نخستين سودى است كه تن از دل مىبرد و نشاندهندهى برترى جانداران بر گياهان مىباشد .
سودى كه تن از مغز مىبرد ، سود دوم است كه بوسيله آن به كمال مىرسد و آرمان پايانى ، راه رفتن بسوى آن است .
سودى كه تن از جگر مىبرد در ميان جانوران و گياهان يكسان است و آن بدست آوردن خوراك و در پى آن بالندگى مىباشد . از آنجايى كه دل براى پايدار ماندن بر طبيعت خود از يك سو نياز به بوييدن هواى سردتر از خودش دارد و از سوى ديگر هواى گرمشده در درون خود را بيرون براند ازاينرو براى انجام اين كار دستگاه تنفس كه سينه و ششهاست آفريده شدهاند . ميان آن دو و دل ، پيوند و راههايى گذاشته شده كه در ميانشان هواى تازه لازم ايشان در رفت و آمد است . همان گونه كه ما در بخش كالبدشكافى اين اندامها ، بازگو خواهيم كرد .
جگر جايگاه نخستين خون و كارخانه خونسازى مىباشد « 1 » و رگهايى به آن پيوند خورده تا خون بدستآمده را به همه اندامها به اندازهى نيازشان برساند خون براى هر اندام خوراك و سوخت است تا بتواند پايدار بماند و ببالد . هر چيزى كه در يك حالت بماند يا از آن چيزى برگرفته شود و يا از آن كاهش نيابد همچون سنگها ، ياقوت ، زر و شيشه مىباشد . در حالت دوم چيزى جايگزين بخش كاستهشده ، مىگردد همچون آب دريا روزانه از آن كاهش مىيابد و جايگزين از دست رفتهى آن ، آب رودخانههاست كه بدان افزوده مىشود و شكلى پايدار و نزديك را پيوسته بنمايش مىگذارد . تن جانداران نيز بر دو پايه استوار شده بخشى كه تجزيهپذير است و بخشى كه رشد مىكند و براى آن كه يكسان نماند به خوراك نياز دارد . و اگر خوراكى را به كار مىبرد از گونهى مواد كاهش يافته نباشد نياز به اندامى مىباشد كه خوراك خوردهشده را به مانند ماده تجزيهىشده درآورد و از آنجايى كه همه مواد خوراكى به كار رفته نيز تجزيه كامل نمىشوند بلكه بخشى از آن تجزيه شده و به مانند از دسترفتهها درمىآيد و بخشى
هامش
( 1 ) . در پزشكى نوين جايگاه ساخته شدن خون مغز استخوان است