تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
باغچه‌هاى خانه‌ها براى زيبايى كاشته مىشود . دسته‌اى ديگر داراى برگ‌هاى گوشتى كلفت شيرابه‌دار كه براى درمان شكمروش به كار مىرود . ( ذ : گويا درخت صبر يا همانند آن است ، زهر ( منتهى الارب ) )

مقل

Bulamodendrom mukul Hook Indian bedelium : ( Muqul )
درختى از تيره‌ى « نخل » ها به بلندى نخل نمىرسد به آن « شجره الدوم » گويند همانند نخل است از آن شيرابه‌اى مىتراود كه « كور » يا « مقل » گفته مىشود به مقل مغربى ، مكى ، يهودى ( بدترين آنهاست ) تقسيم مىشود ( ذ : مقل ازرق ، مقل صقلى ، مقل هندى مقل اندلسى ، مقل افريقا گونه‌هاى ديگر آن است . براى گزيدگى گزندگان ، سرفه ، بواسير ، تنقيه زهدان ، آسان‌زايى ، بيرون آوردن جفت رويان ، سنگ گرده ، با دهان فشرده ، پيشآب‌آور فربه‌كننده‌ى اندام‌ها ، از ميان برنده‌ى آماس خوب است . ( تحفه حكيم ) )

ملح اندرانى

Andaran salt : ( Milhandar ni )
گونه‌اى نمك از شهر اندران سرزمين يمن كه عربان تنها براى درمان آن را به كار مىبردند بهترين و پاك‌ترين نمك بشمار مىآيد . به‌گونه صفحه‌هاى بلورى شفاف مىباشد . شورى كم و تندى اندكى دارد از اين نمك ، گذشتگان در داروهاى چشم به كار برده‌اند .

ملوكيه :

Malva rotumdifolia linn jaws mallow : ( Mulukiah )
سبزى معروفى به نام « ملوخيه » است مصريان كهن به نام « مينوه » آن را شناسانده‌اند از روى پاپيروسهاى بدست آمده نشان مىدهد كه كاربرد آن تنها در لايه بزرگان و فرمانروايان بوده است . پس از تسخير سرزمين مصر بدست عربان ، ايشان از خوردن آن خوششان آمد پس كشت آن در سرتاسر مصر فراگير شد . سپس به سرزمين شام آمد . گفته مىشود خليفه فاطمى حاكم بامر اللّه هنگامى كه به فرمانروايى مصر رسيد ، دلبسته آن شد ، خوردن آن را براى مردم بد دانست ازاين‌رو فرمان داد كه كشت سراسرى نشود و مردم ساده آن را نخورند و براى مخالفين اين فرمان كيفرهايى در نظر گرفت ازاين‌رو نام گياه به جهت ويژه بزرگان و فرمانروايان بود « ملوكيه » نام گرفت .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 761 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى