« ديقاطون » مشكطرامشير گويند . طبيعت گرم و خشك در مرتبت دوم دارد . خون ماهانهآور ، رويانانداز ، نمورىهاى سفت و ليز سينه را بيرون مىاندازد . ( دهخدا ) )
مصطكى
pistacia tenliscus mastic ; mastiche tree gum : ( Mast k )
واژهاى يونانى كه با نامهاى ديگر مصطيلكا ، مصطكا ، مسطيجى ، مصطجين آمده ، عربان « علك الروم » گفتهاند شيرابه صمغى از درختى از تيرهى « بطم » هاى روغنى از گونههاى پسته تراوش مىكند . شيرابه را در ماههاى تابستان پس از پديد آوردن شكافهايى كوچك روى ساقه درخت مىسازد تا شيرابه را گرد مىآورند اين شيرابه به گونه چكههاى اشك پىدرپى مىآيد و بىدرنگ سفت مىشود ، سپس بهگونه قرص يكى پس از ديگرى مىافتند رنگى عسلى و خوشمزه هنگام جويدن دارد .
( ذ : ريشه يونانى آن « ماستيخه » است . به پارسى « كندر رومى » به فرانسه « ماستيك » ، آذرى « مصطكين » ، به سريانى « علكا » گويند ، كركم ، كندر ، سپيد آن را رومى و سياه آن را نبطى گويند براى شكمبه ، سوراخ نشستنگاه ، روده ، جگر ، سرفهى كهنه ، شكستگى استخوان ، سستى اندامها ، تراوشهاى زخم و گرى ، سودمند است پيشآب را براند و دهانشويه و جويدن آن دندانها را استوار مىكند . با نامهاى كندوك ، علك خاييدنى ، كندور ، علك رومى ، مسطيخى آمده است ( تحفه حكيم ) )
مغات
Litsea sebifera perd Ervalenta : ( Mugh th )
درختچهاى دشتى در كوههاى عراق و ايران مىرويد و تا دو پا قد مىگيرد ريشهاى كلفت نرم با پوسته چوبى دارد ، موصليان گذشته آن را خوب پاكيزه مىكرده ، سپس مىساييدند و آب ، شكر ، روغن و جز آن بر روى آن مىافزودند و بهگونه شوربا مىپختند و آن را خوراك زنان پس زايمان مىكردند همچنين به ديداركنندگان زائو مىداند چون ترس ربوده شدن نوزاد را داشتند .
( ذ : درختى از گونهى سورنجان از تيرهى « پنيركيان » به آن رمانبرى ، انار صحرايى ، كلز گويند براى شكستگى اندامها نيك است . دو قيراط ريشهى آن روانكننده و بالا آورنده است . ( دهخدا ) )
مقر
( Maqir )
:
گياهى از تيرهى « زنبق » ها در سرزمينهاى گرمسيرى مىرويد . برخى از آن در