تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨

مرقشيثا

( marghashith )
: واژه‌اى يونانى به‌گونه‌هايى از سنگ‌هاى كانى گفته مىشود هركدام را با فلز ساخته شده از آن شناسه مىكنند مانند مرقشيثازر ، مرقشيثامس و جز آن مىآورند . عربان به آن نام « روشنا » داده‌اند . هر سنگى به رنگ فلز خود درمىآيد . ( ذ : مرقشيشا ، مرقشيث ، ريشه‌ى واژه آرامى است كه از « كيفا مقشيثا » به معنى سنگ سخت است ، در داروهاى چشم به كار مىرود . نام‌هاى ديگر آن مارقشيشا ، بوريطوس ، مرغش ، مرقشيث ، ارشد ، حجر روشنايى حجر النور ، حجر الطور آمده است ( مخزن الادوية ) )

مرماخور

Origanum marru L . Egyptian origan : ( marm khur )
حبق الشيوخ ، حشيشة القسط گفته مىشود گياهى درختچه علفى با بلندى يك پا و گل‌هاى سرخ ارغوانى كه بوى خوش بسيار مىپراكند و مزه‌ى تند گزنده‌اى دارد . ( ذ : مروماخوزى ، مرماحوز ، مرماخوز گونه‌اى از مرو كه به پارسى مرزنجوش مرو خشك گويند بهترين آن پرورشى مىباشد از جنس حى العالم است مرماهان نيز ناميده مىشود كه گونه‌اى از برسفانج ، مرماحور ، مرماحوزى ، خرنباش با برگ‌هاى كوچك و گل سپيد است ( دهخدا ) )

مرى

( Murri )
: ( ذ : نان خورشى است به مانند آبكامه ، آنچه قاتق نان كنند ، كامخ نزد پزشكان كهن دارويى بوده كه بهترين آن از آرد جو ساخته باشند به هندى كابخى گويند و آبى است با مزه‌ى ترش كه روى غله در حال پخت مىباشد ( آنندراج ) )

مرير

( Marir )
: از نام‌هاى ديگر آن مرار ، أمرور ، أشترغاز ، درديره ، و شوك جمال است . گياهى بيابانى و دشتى در شمال عراق و شهر سامره مىرويد . بلندى آن به بيش از دو پا نمىرسد . ساقه‌ى كوتاه پرشاخه با برگ‌هاى كوچك دراز و پراكنده روى شاخه‌هاى كم‌شمار ديده مىشود . روى شاخه‌ها خارهاى سوزنى كه برگ بوده و تغيير شكل داده به‌گونه‌ى خار
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 758 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى