تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤

ناردين

Nardostachys jatamansi Nard : ( N rdin )
در كتاب‌هاى قرابادين با نام‌هاى ريانا ، ناردين سنبلى ، سنبل رومى سنبل اقليطى ، حشيشه القطه آمده است . درختچه‌اى با بلندى كم است برگ‌هاى ريشه‌اى دراز بر شاخه‌هاى لخت كه از ريشه جدا مىشوند چون ساقه‌اى ندارد . ريشه نرم ، سياه‌رنگ ، تا هنگامى كه تازه است ، خوش‌بو ولى اگر خشك شود بدبو خواهد شد . گل‌هاى كوچك سپيد يا سياه خوشه‌اى دارد . ( ذ : اسارون ، سنبل رومى ، نردين ، نرذس ( يونانى ) سنبل الطيب نام‌هاى ديگر آن مىباشد . طبيعت آن گرم در مرتبت دوم و خشك در سوم است در سرمه به كار مىرود و براى روياندن مژه نيك است ، روان‌كننده‌ى خون ماهانه ، پيشآب‌آور ، براى آماس زهدان و لقوه و فلج خوب است . ( اختيارات بديعى ) )

نارمشك

( N rmushk )
( ذ : نار هندى ، ناماشير ، تخمى است سرخ‌رنگ و اندك سبزى در ميان دارد به تازى « رمان مصرى » ، و به هندى « اناكيسر » و مشك الرمان ، اقاع الرمان ، فادانيا ، عود الريح ، ورد الحمير ، كهيانا ، عود الصليب ناغيست ، نارماسيس نام‌هاى ديگر آن است ، طبيعت آن گرم و خشك است ويژگى رقيق و لطيف كردن را با هم دارد براى جگر و شكمبه سودمند است . ( تحفه حكيم ) )

نارنج

( Naranj )
: در « عمدة المحتاج » نام نارنج را براى همه ميوه‌هاى ترش ( مركبات ) آمده نه تنها براى يك گونه كه در عراق معروف است . همچنين نام نارنج قرينه نام پرتقال در همه‌ى گزاره‌هاى كتاب آمده است و آن را به نام پرتقال خوش‌مزه مىآورد و به همان گونه از انواع نارنج ، ليمو شيرين و ترش و ترنج را نام مىبرد . گفته شده كه نارنج نخستين بار از جنوب چين و جزاير اقيانوس آرام آمده است چنين ادعا مىكند عربان كشت آن را به يونان و جزاير درياى روم و ( درياى مديترانه ) بردند . ترنج يك نوع مستقل و زير گروه نارنج است و ميوه‌اى است بسيار كهن و « تفاح ميديا » ناميده مىشده است . ( ذ : تازىشده‌ى « نارنگ » پارسى است . طبيعت آن در آخر دوم سرد و خشك است .