ميس
( Mais )
:
درختى خاردار از گونهى سيب از تيرهى « گل سرخى » ها ، داراى برگهاى كوچك هميشه سبز و گلهاى آن در بالاى شاخه گسترده شده ميوهاى از گونه كنار كوچك ، گوشتى ، سرخرنگ داراى مزه ويژهاى نيست جمعكنندهى دهان است در زمستان بدست مىآيد . و خوردنى است .
( ذ : به يونانى « لوطوس » ن . ك لوطوس و طين لوطوس ، همچنين به آن ، داغداغان ، كژم ، كژم شيردار ، كژوم ، چار مغز گويند ( تحفه حكيم ) )
ميعه
Stytex officinulis linn storx : ( Mai h )
نام تازى برگرفته از حالت مايع و روان بودن ، است . و آن شيرابهاى عطرآگين كه هميشه به حالت روان مىباشد . و اين حالت كميابى است در شيرابهها ديده مىشود ، البته گونهاى ديگر از ميعه در نخستين برخورد با هوا سفت مىشود كه به آن ميعه خشك گويند و آن را شيرابهدار به نام درخت با شير « لبنى » مىتراود . ميعه روان كه برخى پزشكان به نام عنبر روان مىشناسد افشرهى مرهمى روغنى شيرابهاى با بستگى بالا ، چسبنده ، كدر همچون عسل سپيد است . بوى عطرآگين نيكو و مزه تلخ تندى دارد .
( ذ : مادهى خوشبو صمغ و سقز از درختان تيرهى آبنوس است . ( ناظم الاطباء ) )
ميويزج
Delphinium stophysayria mountaim rdisns : ( Mawizaj )
نامهاى ديگر « زبيب الجبل » ، « ضرس العجوز » است . گياهى چند ساله در جنوب اروپا مىرويد . ريشهى راست و استوار ، ساقهى سبز آميخته به سرخى و بلندى دو پا دارد .
برگهاى راست تخممرغى شكل همانند دل با گلهاى سپيد خاكى آميخته به رنگ آبى ملايم ، خوشهاى و ميوهاى كه در پوششى همچون پوشش نخود ولى رنگ دارد . رنگ آن ميان سرخى و سياهى و درون آن سپيد داراى دانههاى زبر فشرده شده و تندمزه است .
( ذ : ميويزك ، حب الرأس ، زبيب الجبل ، زبيب برى ، اسطافيس اغربا ، خوردن آن خطرناك است . طبيعت گرم و خشك در مرتبت سوم و اندازهى خوردن آن سه دانه است . ( بحر الجواهر ) )