( ذ : لوخيا ، گل خبازى بستانى ، ختمى كوچك ، ملوخيا ، ملوكيا ، ملوفه ، ملوفيون ، مود ژويف ، كوركوروس ، اوليتوريوس ، پنيرك نامهاى ديگر آن است . ( تحفه حكيم ) )
من
Manna Dew manna : ( Man )
واژهاى عبرانى به معنى خوراك الهى ، يونانيان « منا » همچنين « عسل الهواء » و « ندى السماء » و پارسيان « شير خشك » يا شيرينى خشك و عربان « من السماء » گفتهاند . گونهاى از آن در اثر تراوش آبكى ليز حشرات آزاردهندهى ويژهاى روى ساقه و برگهاى درخت بهگونهاى كه آن را مىپوشاند و اين كار را پيوسته و چندين برابر روى درخت و گياه انجام مىدهد و سبب مرگ حشره نيز مىگردد . گونهى دوم از درختى ويژه تراوش مىكند همچون درخت لسان العصفور ( ون - زبان گنجشك ) در شمال عراق و ايران است . كه همان « من السماء » معروف است كه در ساخت شيرينى در عراق به كار مىرود . يا درختچهاى كه « لايكن » خوانده و در صحراى سينا مىرويد . و آن « من » ياد شده در قرآن و
« أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى »
« 1 » براى شما شير خشت و مرغ بريان فرو فرستاديم .
( ذ : ترنجبين ، گزانگبين ، بيد انگبين ، شير خشت ، شكر تغال ، بيد خشت ، خشت ، طل ، انگبين خارشتر عربان هر چيزى كه از هوا بر درخت بيفتد و مزهى شيرين داشته باشد من ترنجبين گويند همه گونههاى آن براى درمان بيمارىهاى سينه و نرم كردن شكم به كار مىروند . ( دهخدا ) )
موميا
Asphaltum Asphalt , mineral , pitch , jews pitch : ( Mumi )
( ذ : حنوط كردن لاشهى مردگان با برخى داروهاى بلسان با روش ويژه كه تن مرده پايدار بماند و تباه نشود آنچنان كه مصريان كهن اين كار را انجام مىدادند . لاشهاى كه موميايى شود « خوبخين » نيز گفته مىشود . با نامهاى « حافظ الاجساد » ، « موميايى » ، « عرق الجبال » مىآيد در درمانهاى زندگان نيز به كار مىرود ، براى نيروبخشى دل و اندامهاى بيرونى و درونى ، شادىآور ، تجزيهكنندهى مواد سردىزا ، كاهشدهنده نمورىها ، رعشه ، لقوه و نيروبخش نيروى جنسى و تسكيندهندهى بسيارى از بيمارىهاست . ( تحفه حكيم ) )
هامش
( 1 ) . سوره 2 بقره - آيت 54