( ذ : درختى به مانند بيد با گلى سپيد و ميوهاى به نام « حب محلب » كه از فندق كوچكتر است و رستنگاه كوهستانى و چوبى خوشبو دارد . نامهاى آلبالوى تلخ ، عود ليسر ، پيوند مريم ، شجر ادريس ، خنجك ، كنشتو نيز براى آن آوردهاند ( آنندراج ) )
مداد
Ink stone ; sory : ( Mid d )
مركب به كار بردهى پيشينيان ماست كه با آن كتابهاى خود را بنگارش درمىآوردند از جوشانيدن زنگار آهن ( اكسيد آهن ) با آب پس از صاف كردن آن بدست آيد .
صفحهاى فلزى را در برابر دودهى موم عسل يا موم چربى سوزانده دودههاى سياه را گرد مىآوردند و با آب جوشانيده به همراه زنگار آهن مىآميزند تا يكسان شود . و اين مركبى نيكو و درست مىباشد .
( ذ : دوده مركب ، حبر ، خض ، زگالاب ، دوده نامهاى ديگر آن است . در گياهان ، گونهاى از يونجه به نام يونجه وحشى ( خودرو ) گفته مىشود . ( فرهنگ معين ) )
مر
Balsomodendrom myrrh T . Nees Myrrh : ( Murr )
شيرابه صمغى گياهى از بخوردادنىها ( تيرهى سماقيان و دستهى بور سراسهها ) در جنوب سرزمين عربستان و اتيوپى مىرويد و « قفل » به آن گويند . شيرابهى سپيد گراينده به زردى و سنگين و با بستگى بالا از ساقه درخت روان مىشود و ديرى نمىگذرد كه سفت شده به رنگ گندمگون درمىآيد « مر » از گذشتههاى دور شناخته شده است . به گونهاى كه در انجيل آمده ؛ ( . . . هنگامى كه درون خانه آمدند ، كودك را با مادر خود مريم ديدند ، به هراس افتادند و سجده كردند سپس گنجهاى خود را گشودند زر و كندر و مر به دو هديه دادند . ) داراى گذشتهاى ارزشمند در كنيسه و كليسا و پرستشگاههاى ديگر بوده است . هنوز نيز گوشهاى از آن ارزشگذارى هست بهگونهاى در پرستشگاهها و جشنهاى دينى و جز آن سوزانده مىشود .
( ذ : دارويى تلخ همچون صبر است كه به شكستگى بمالند و ببندند ، بگيرد و بهبود يابد ، شيرابهاى تندبو ، كشنده ، سبك ، ترد است . روانكنندهى خون خون ماهانه ، رويان را مىاندازد ، كشندهى كرم شكم ، ماليدن آن به لاشهى مردهى لاشه را از گنديدگى دور مىسازد ، زخمهاى گنديده را نيز بهبود مىدهد . ( تحفه حكيم ) به نامهاى مور ، عوجه ، ير ،