تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
آن داراى برجستگىهايى است ، ترد با رنگ سپيد به زردى يا سرخى گراينده . در هنگام جويدن نرم مىشود . گونه‌ى ديگرى كه « مخا » يا كندر هندى گفته مىشود كمتر خوب است و رنگى خاكسترى گراينده به سياهى دارد . ( ذ : صمغى است كه مصطكى كندر لبان ( لوبان ) ، صمغ بطم ، علك ، مزدكى ، كندر و گويند براى قطع بلغم سودمند است ، چون بر آتش ريزند بوى خوشى از آن برآيد ، كندر رومى ، حبشى ، هندى گونه‌هاى ديگر آن است . ( فرهنگ معين ) )

كندس

saponaria sps struthion : ( kundus )
گياهى چند ساله در كوهستان مىرويد . ريشه‌اى پيازى و گل‌هايى خوشه‌اى سپيد ، ميوه‌اى با دانه‌هاى سياه ، بسيار تلخ‌مزه‌اى دارد دانه و ريشه‌ى آن در درمان به كار مىرود . ( ذ : بيخ گياهى است كه درونى زرد و برونى سياه دارد روان‌كننده ، بالاآورنده است پودر آن را اگر به بينى كشند ، عطسه‌آور است ( ناظم الاطباء ) از تيره‌ى سوسنيان و از دسته‌ى سورنجانيان كه آن را خربق سپيد نيز گويند . ( فرهنگ معين ) )

كهربا

Vateria indica linn : ( kahruba )
واژه‌اى پارسى براى يك گونه شيرابه صمغى گرانبها به معنى رباينده كاه است زيرا توانايى ربايش پارچه يا كاه را پس از مالش دادن دارد . شيرابه آن از درختى با نام دوم تراوش مىكند كه بهترين آن در كرانه‌هاى درياى بالتيك پرورش مىيابد . شيرابه خودبخود از ساقه و شاخه‌هاى بزرگ درخت سرازير مىشود كه رنگ زرد كمرنگ بوده كه پس از مدتى به رنگ زرد گراينده به سرخى يا سياهى درمىآيد و اين دگرگونى پس از خشك شدن و سفت شدن مىباشد . تنها صمغى است كه مىشود آن را درخشان و براق كرد و در زيور آلات به كار مىآيد .

كيل‌دارو

( kaild ru )
: گياهى علفى از تيره‌ى سرخسيان در زمين‌هاى نمناك نزديك رودخانه‌ها و باغ‌ها و جنگل‌هاى تاريك ( درهم پيچيده ) پرورش مىيابد برخى از عربان بدان « فلجه » گفته‌اند .