( ذ : كلم ، بهترين آن كلم رومى است از تيره صليبيان . تقريبا 20 گونه است . به رومى كرسنين ، غرسوذ ، طوس ، به سريانى كربنا ، به پارسى كرنب كلم گويند ( فرهنگ معين ) )
كزبره
Coriandrum Sativum Linn Coriander : ( Kuzbara )
برخى عربان كسفرة ، قرديون ، تقده ، كشنيز گفتهاند . گياهى يك ساله با ريشهى دوكى و ساقه و برگهاى آن به مانند كرفس تنها بو و مزهى آن با يكديگر متفاوت است .
گلهاى چترى ، ميوهاى كروى به نام كزبره كه در چاشنىها به كار مىرود .
( ذ : گشنيز و دانهى آن را جلجلان گويند . به گويش يمنى تقده است . واژه تازى شده كبر كلدانى است . طبيعت سرد و نمور در آخر مرتبت نخست دارد . چهل درم افشرهى آن كشنده است . ( تحفه حكيم ) )
كزمازك
Tamarix articulata Small tamarik galls : ( Kazm zak )
( ذ : كزمازج ، كزمازو ، جزمازج ، كزمازات ، كزمازق ، بار درخت گز واژهاى پارسى است . كه تازى آن حب الائل گويند . برجستگىهاى كروى شكل همانند فندق بر روى درخت گز شاهى به دست مىآيد چون داراى تانن فراوان است . در رنگرزى به كار مىرود ( فرهنگ معين ) ن . ك - طرفا )
كسيلا
A kind of cinnamon : ( Kasila )
( ذ : دارويى همچون دارچين كه سليخه و كسيدا ، كسيله و به هندى كهيلا گويند ( ناظم الاطباء ) . گياهى از سرزمين شام در كوههاى شهر خليل و بيت المقدس ، نابلس مىرويد داراى شاخههاى بسيار ، درازاى آن يك وجب تا يك ذراع بوده ، ساقهاى سخت دارد . برگهاى كركدار نزديك هم چسبيده داراى بويى تند است . برگهايش همانند برگ آس ولى باريكتر ، رنگ آن به سپيدى مىگرايد . خيلى گرم و خشك است . اگر اندكى از آن در خمرهى شراب پيش از جوشش آن بيندازد از تباه شدن آن جلوگيرى مىكند و بسيار خوشبو و خوشمزه مىشود . مصريان اين شراب را مىشناسند و به آن « شراب الحشيشه » مىگويند كه بسيار گرمازاست ( ابن بيطار ج 2 ص 53 ) )
كشنج
( Kush nj )
:
( ذ : گونهاى سماروغ ( قارچ ) كه در جاهاى نمناك و گندآبى مىرويد . تخم ندارد .