تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
تازى شده « كشته » است در فرارود و خراسان به فراوانى يافت مىشود . مخدر است و زنان براى فربهى در شيرينىها كنند و خورند و مست نمايند . طبيعت سرد دارد كشنك ، كشمك ، زريرا نيز گويند ( اختيارات بديعى ) )

كشوث

Cuscuta reflexa Roxb Doddex : ( Kashuth )
نام آن كشوت يا كشوتا يا قسقوطا نيز آمده است . گياهى انگلى از گونه‌هاى افتيمون كه در مرداب‌هاى خشك شده و بيشه‌هاى دست‌نخورده مىرويد . ساقه‌اى نخى خزنده ، بىبرگ دارد . در درمان به كار مىرود . ( ذ : تخم آن به سريانى دينار به تازى « بزر الكشوت » با نام‌هاى فقد ، پرشن ، حماض الارنب ، سبع الكتان ، خامول الكتان ، قريعة الكتان ، فرغند ، زحموك ، سرند نام‌هاى ديگر آن است ( تحفه حكيم ) )

كعوب

( Kaub )
: گياهى دشتى يك ساله در دامنه كوه‌ها مىرويد و بلندى آن به نيم پا نمىرسد . ريشه‌ى كوتاه راست و ساقه گوشتى كوتاه كه از آغاز برگ‌هاى آن بيرون مىآيند با برگ‌هاى پهن دندانه و خاردار است . در قاعده‌ى برگ ميوه‌ى آن پديد مىآيد كه به اندازه نخود و داراى مغزى روغنى است . ميوه گوشتى و نرم است پس از خشك شدن چوبى مىشود . موصليان اين دانه را بسيار خوش دارند . آن شور كرده بو مىدهند و مغز آن را براى سرگرمى مىخورند و به آن سسّى گويند و از خوردنىهاى ويژه شهر موصل است . ساقه‌ى گياه سبز و آب‌پزشده‌ى آن را مىخورند .

كماة

Tuber Cibarium Truffle : ( Kam t )
( ذ : سماروغ ( قارچ ) به‌گونه تخم‌مرغى و برخى چترى در روزهاى بارانى از زمين مىرويد ( آنندراج ) . كم ، ترفاس ، بنات الرعد ، طحلان ، شحم الارض ، دنبلان نام‌هاى ديگر آن است . ( دهخدا ) )

كمادريوس

Teucrium Chamaedrys Common : ( Kam dhrius ) germander
به آن بلوط كوچك يا بلوط زمينى گويند گياهى علفى بيش از يك وجب بالا نمىرود بوى عطرآگين و مزه‌اى تلخ دارد در دامنه‌ى كوه‌هاى خشك و جاهاى