آميختگىهاى با بستگى بالا و خونآلود ، صافكنندهى آن از لرد و تيرگى . دوركنندهى ترس و هراس ، نيروبخش دل ، شادىآور است ، درمانكنندهى بيمارىهاى تلخآبى ، اندوه و ترس و روانكنندهى خون خون ماهانه مىباشد . سرمه كشيدن آن براى بيمارىهاى چشم و ريختن مژه و پودر آن براى خوره و زخمهاى رونده و دميدن آن در بينى براى بند آمدن خونريزى بينى و پرزجهى آن با روغن زيتون براى نگاهداشت رويان و . . .
خوب است . ( مخزن الادوية ) )
لاغيه
Euphorbia officinarum Euphrbium : ( L ghia )
( ذ : گياهى شيرابهدار بسيار گرم و درختى كوهى است . طبيعت آن گرم و خشك در مرتبت سوم شيرابهى آن روانكنندهى زردآب است و براى استسقاء سودمند ، برگ كوبيده و افشرهى آن روانكنندهى نيرومندى است . شيرابهى آن برانگيزانندهى بالا آوردن است ، شادابكنندهى پوست مىباشد .
( ذ : نامهاى لاعيه ، لاغيثه ، ديو سپيد ، حلباب نامهاى ديگر آن است . ( دهخدا ) )
لحيه التيس
Tragopogan porri folius solsify : ( lahyah al - tais )
درختچهاى علفى ، با گلهاى سپيد يا صورتى زيبا كه از بخش پايانى شاخه جايى كه پر از برگهاى سبز است ، خميده مىشود به آن چهرهى سر و ريش بز مىدهد در دشتهاى سرسبز و نمور ، خودرو مىرويد . ازاينرو « شاه بانوى دشت » خوانده مىشود .
( ذ : شنگ ، ريش بز ، ريش بز خالدار ، الاله شنگ ، قستوس ، سكوس ، سقواص ، اذناب الخيل ، اسفلنج نيز گفته مىشود به پارسى « اسپلنج » و رومى « هوفسطيداس » گويند ، بندآورنده و خشككننده و در مرتبت نخست سرد است براى بند آوردن خون بينى به كار مىرود . برگ خشك آن براى ريشهاى كهنه و ريشهى آن براى چرك گوش و افشرهى آن براى خونابههاى گلو و نيروبخش شكمبه و زخمهاى روده مىباشد . گل آن با موم و لحية التيس را براى جلوگيرى از كاركرد زهرها به كار مىبرند . ( دهخدا )
لسان الثور
Onosma brateatum Borage : ( Lis nal - thaur )
گياهى علفى يك ساله از تيره حمحميان ( گل گاو زبان ) گونهاى خودرو در