( ذ : سرخس ، سرخس نر نام ديگر آن است داراى تنه گرهدار ، داراى زغبهاى ( كرك ) رنگ سرخ كه به سياهى مىزند . چون دست بر آن ماليده شود هموار نمايان شود تنه سخت و مزهى تلخ دارد . ( فرهنگ معين ) )
لادن
Cistus creticus Ladunum : ( L dhan )
عربان « لاذن » گويند واژهاى يونانى براى شيرابه صمغى بسيار چسبنده كه عربان « عليق » نامند از سرچشمه آن پاكيزه بدست نمىآيد چون خاك و برگ درختان و جز آن به اين صمغ مىچسبد . دو گونه است نخست « لادنيوم كريتا » كه از جزيره كرت آورده مىشود ، درختچهاى تا چهار پا قد مىكشد گلهاى صورتى رنگ بزرگ دارد . از شناسهى آن پژمرده شدن گل هنگام رفتن خورشيد و باز شدن و شاداب گشتن آن با برآمدن آفتاب است . دوم « قسطوس لادنيفيروس » خوانده مىشود درختچهاى است تا دو متر بلندى مىگيرد شاخصههاى منظم و مرتبى و زيبايى دارد برگهاى آن هميشه پوشيده از مادهى چسبنده عطرآگين است .
( ذ : طبيعت آن در مرتبت دوم گرم و در مرتبت نخست خشك ملايم ، تجزيهكننده ، براى بيمارىهاى زهدان و بيرون آوردن جفت رويان خوب است موى سر را نيرو مىبخشد . گشايندهى رگها ، پيشآبآور ، عرقزا ، شيرساز ، خون ماهانهآور ، نيروبخش شكمبه ، بهبوددهندهى سكسكه است . پانسمان آن براى سردرد و دردهاى ناشى از سردى و سختى شكمبه و جگر و بهبود بخشيدن زخمهاى كهنه و با شراب براى زخمها و آبله خوب است و براى سياه كردن سودمند است ( تحفه حكيم ) )
لازورد
Lapis lazuli : ( Luzward )
لاجورد از سنگهاى ارزشمند ، گرانبها ، كمياب است در برخى از استانهاى چين و خاور ايران ، يافت مىشود . سنگى كوچك ، آبى رنگ داراى رگههايى زرين در ساخت زيورآلات به كار مىرود . يك تركيب شيميايى از سليكات و آلومينيوم و گوگرد و سديم مىباشد .
( ذ : لاژورد ، بهترين آن از كانهاى بدخشان است . طبيعت آن در مرتبت نخست گرم و شسته ( خيسانده ) شدهى آن در اول سرد و در دوم خشك ، روانكنندهى تلخآب و