روى نوك شاخهها كه ميوهاى تخممرغى شكل از دو سو فشرده شده بسيار بويناك كه در آن دانههاى كوچك پرعطر دارد كه براى خوشبو كردن خوراكىها به كار مىرود .
( ذ : زيرهى رومى و آن را نانخواه گويند ، قرنفاد ، شاهزيره ، ساسم نامهاى ديگر آن است . در افغانستان و بلوچستان به فراوانى مىرويد . زيره سياه يا زيره سياه كرمانى نيز ناميده مىشود . ( تحفه حكيم ) )
كرسنه
Pisum Sativum Peas : ( Karsanah )
كشنين گفته مىشود ، گياهى يك ساله بلندى آن به يك و نيم پا مىرسد داراى شاخههاى باريك و برگهاى كوچك و ميوههاى به شكل شاخ بندبند مىشده كه درون آن دانههاى كروى كوچك به رنگ خاكسترى كه به سرخى مىگرايد و برخى زرد كه به سبزى مىگرايد . هنگامى كه تازه است داراى مزهاى خوب بوده سپس به تلخى و بدمزهاى مىرسد . اين گياه در كشتزارهاى گندم و جو با گياه شيلم مىرويد و با آنها درو مىشود .
( ذ : كرشنه دانهى آن گاودانه مزهى آن ميان ماش و عدس با رنگى تيره ، پوست آن را مىكنند و به گاو مىدهند . « حب البقر » به تازى ، « كسنك » به شيرازى گويند ( تحفه حكيم ) )
كرفس
Apium Graveolens Linn Celery : ( Karafa )
( ذ : كلفس ، كرسب ، كرسف نيز گفته مىشود ، تخم آن افزايندهى نيروى جنسى مردان و زنان است . از تيرهى چتريان است . گونهى كوهى سنگى آن را فطراساليون گويند و كوهى غير سنگى ، تخم آن همانند زيره است . گونه نبطى آن را كرفس زمستانى ( شتوى ) گويند . ريشه و برگ و ميوهى اين گياه در درمان بسيارى از بيمارىها به كار مىرود . شيرابهى آن براى نيروبخشى و تببرى به كار مىرود .
1 - گونه آبى آن در كنار مردابها مىرويد پيشآبآور ، كرفس الماء ، جرجر الماء قرة العين ، كنگر آبى نيز نام دارد .
2 - كرفس كوهى ، اورايا سالينوس ، اورايا سالنين ، كرفس الجبل ، سمرينون ، بعنوان ادويه در خوراك به كار مىرود .