3 - كرفس برى ، صحرايى ، سمرينون ، خرس گياه ، كرفس وحشى
4 - كرفس تربى ريشهى آن به مانند ترب و چغندر داراى اندوخته مواد غذايى است .
پر و كلفت مىگردد و مانند آنها خورده مىشود ، كرفس شلغمى ، كرفس لفتى ، شلغمى كرويزى ، كرفس ريشه .
5 - كرفس دشتى - كبكيج
6 - كرفس ديو - پر سياوشان
7 - كرفس رومى در مازندران به آن جعفرى گفته مىشود .
8 - كرفس صخرهاى - فطراساليون
9 - كرفس فرنگى كه در زمان ناصر الدين شاه از اروپا به ايران آورده شد . ( دهخدا ) )
كرمدانه
Coccus Cacti kermes : ( Karamd n h )
( ذ : تخم گونهاى از مازريون است كه آن را به پارسى هفت برگ و موردانه تازى شدهى آن « جرم دانق » و « جردمانق » و نامهاى ديگر موردانه ، مورد دانه گفته مىشود .
گياه از تيرهى مازريون ، جزو رده دو لپهاىهاى بىگلبرگ كه بلندى آن يك تا دو متر است . برگهاى كلفت و باريك و نوكتيز و بىكرك با گلهاى كوچك و عطرآگين و رنگى گراييده به سپيدى يا سرخى ، گرد آمده به صورت خوشه در انتهاى آن و ميوهاى با دانه كروى و مغز سپيد و روغندار مىباشد . پوست ساقهى آن كاربرد دارد كه سطح بيرونى آن به رنگ خاكسترى قهوهاى با بوى ناخوشايند و دلبهمزن و برانگيزانندهى مخاط با مزهاى بسيار تند است . داراى يك مادهى رنگين زرد و يك مادهى چرب سبز و يك رزين به نام مرزيين كه تند و سوزاننده و تاولزا و عطسهآور و سبز رنگ است .
نامهاى مثنان ، زاز ، مازريونيه ، هفت برگ ، كردمانه و . . . ( فرهنگ معين ) )
كرنب
Brassica Oleracea Var Capitata Cabbage : ( Kutrnab )
گياهى يك ساله پيشينيان به آن « بقلة الانصار » مىگفتند ، ريشه راست و داراى شاخههايى با برگ بزرگ و گوشتى و گونههايى بسيارى دارد . براى آن شش گونه ياد كردهاند . دشتى ، سبز ، مشرّف ، سيبى ( كلمپيچ ) ، خوشهاى ( قرنبيط يا گلكلم ) ، تربى است .
همه گونههاى آن پخته و يا در سركه و نمك پرورده شده ( ترشى و شور ) به كار مىرود .