آن بهتر است كه از جزيرهى شلاهطه آورند . طبيعت گرم و خشك دارد آن را فلفل دنبالهدار گويند ( ناظم الاطباء ) )
كبر
Caprifole Caper : ( Kabar )
مردم به آن درخت شفلح گويند ، عربان با چندين نام براى آن آوردهاند . قبار ، سلب ، قطيل ، آسف ، براسيون و جز آن . درختچهاى با ساقهى خزنده به سختى چوب ، پرشاخه با برگهاى همچون دل و خارى تيز در نزديكى دمبرگ ، با گلهاى بزرگ زيبا و ميوهاى پرگوشت انگورى شكل كه از اندازه دانه انگور بزرگتر و با پوستى سبزهى تيره و برخى ديگر داراى خطهاى سبز روشن درون آن مغز سرخ تيره كه دانههاى سياهى در آن است همانند هندوانه مىباشد كه فروشندگان هندوانه را با نام « شفلح » جار مىزنند .
كبريت
Sulphur : ( Kibrir )
( ذ : گوگرد ، به هندى گنديك ، نبخه ، مادهى كانى زردرنگ كه در آب حل نمىشود با آن آتش مىتوان افروخت ، گونهاى سنگ سنبادهى نرم كه در كان نمور و سست است .
به پهلوى گوگرد گويند در طبيعت به صورت سولفورها و سولفاتها يا به صورت اصلى خويش در حوالى كوههاى آتشفشانى يافت مىشود به چهار رنگ سفيد ، زرد و سرخ و سياه است . ( برهان ) )
كثيراء
Gum tragacanth : ( K thira )
گاهى كثيران مىآيد ، شيرابهى درختى كه « قتاد » ناميده مىشود كه بلندى آن به بيش از سه پا نمىرسد ، ساقهاى چوبى پرشاخ و برگ كه در آن سوزنى دراز با برگهاى كوچك روغنى و از ساقه و شاخهها شيرابهاى تراوش مىكند كه در برخورد هوا خشك مىشود كه به شكل تودههاى نيمهشفاف پس از مدتى زرد مىگردد .
( ذ : براى به دست آوردن كتيرا گون را تيغ زنند و بهگونههاى كتيراى بيضاء ، كتيراى معمولى ، كتيراى مفتولى ، كتيراى ورقى ديده مىشود ( فرهنگ معين ) )
كراويا
Caraway : ( Kuruya )
نامى تازى براى گياهى كه به پارسى قرنباذ يا قرنفار آمده است . بيش از دو پا قد نمىكشد . ريشه گوشتى دراز بويناك با برگهاى بزرگ پهن ، و گلهاى سپيد گرد آمده