( ذ : گونهاى انگدان با ويژگى گرم و خشك براى تنگى نفس سودمند است برخى گفتهاند . كاشم تخم انگدان رومى است واژهاى پارسى كه در يونان « ليفطيون » و در ديلم « زيره كوهى » گويند رستنگاه آن كوههاى بلند جنگلى است ، ساقهاى باريك به مانند ساقه شويد ، پرگره ، برگى همچون برگ « اكليل الملك » كه از آن نرمتر و خوشبوتر است . ( تحفه حكيم ) )
كافور
Samphora officinarum Camphor : ( K fur )
روغنى است كه از ريشه و ساقهى درخت ستبر چندين ساله به نام كافور در سرزمين چين و ژاپن و برخى جزيرههاى جنوب آسيا مىرويد . در ساقهى آن چندين شكاف پديد مىآورند و از آن روغنى بىرنگ با بوى بسيار ، روان مىشود و در برخورد با هوا سفت و به صورت تكههاى يخ روغنى ، ترد و داراى ليزى درمىآيد بوى خوش عطرگونه و مزهاى تند و گزنده دارد .
كاكنج
physalis alkakengi , Linn Al - Kakenje : ( Kakanj )
گياهى چند ساله از تيرهى بادمجانيان ، درختچهاى در سرزمينهاى گرمسير و ميانه مىرويد بلندى آن به دو پا مىرسد ، ريشه و برگهاى آن داراى مادهى مخدر مىباشد .
ميوهاى خوشهاى به اندازه گيلاس ، ترش و اندكى تلخى دارد در نوشتههاى فرعونيان آمده كه شيرابهى ريشه و برگ گياه را هنگام موميايى به كار مىبردند .
( ذ : تازى شده « كاكنه » به شيرازى « كچومن » به يونانى « اوسفندنون » به سريانى « خمرى مرجاه » رومى « اسفيدوليون » و به عربى « جوز المزج و حب اللهو » به هندى « راجيوتكه » به لاتين « هليلهى كايم » ناميده مىشود . طبيعت آن سرد و خشك در دوم است براى تنگى نفس و سختى پيشآب و بيمارى زردى و جلوگيرى از باردارى و همچنين براى جگر و پيشآبدان سودمند است ( اختيارات بديعى )
كبابه
Cubeba officinalis Cubeb : ( Kab bah )
درختى بزرگ نه خيلى كلفت از تيرهى فلفليان است . پرشاخه و برگ در جزاير هند شرقى و به ويژه جزيرهى جاوه مىرويد ميوهى آن مانند دانهى فلفل ولى بزرگتر است .
نماى بيرونى آن درخشان با رنگ گندمگون تيره و مزهى با تندى كمتر از فلفل و بويى خوش دارد .
( ذ : دارويى از چين معروف به كبابه چينى كه آن را « حب العروس » خوانند و چينى