قيشور
( Qaishur )
:
سنگى سست و كانى ، اسفنجى شكل ، پرسوراخ به رنگ سياه ، سبك روى آب شناور مىماند . در جاهاى آتشفشانى خاموش شده همچون جزيره سيسيل آن را مىتوان يافت ولى از سنگهاى آذرين نمىباشد . در گرمابه براى ساييدن كف پا به كار مىرود . سنگ پا ، پاشنه سنگ ، سنگ پاشنه سنگ پاخار ، نشفه ، نسفه ، نشف نامهاى ديگر آن است .
( فرهنگ معين ) )
قيصوم
Artimisia abrotanum Southem Wood : ( Qaisum )
گياهى از تيره مركبها ( جاليزى ) است . به جهت داشتن برگها با بوى ليمو آن را ليمويى گويند . درختچهاى كوچك در كويرهاى پيرامون درياى مديترانه مىرويد از برگهاى آن گونهاى چاى نوشيدنى فراهم مىسازند كه خوشايند روان آدمى است در كويرهاى عربستان برگهاى آن را همچون برگ درمنه ( شيح ) مىجوند و به آن خو گرفتهاند ازاينرو براى اينكه يك فرد باديهنشين را گزاره كنند مىگويند جونده شيح و قيصوم است .
( ذ : گونهاى برنجاسب ( بوى مادران ) است . برنجاسف شاه بانگ ، شاه بابك ، جمسفرم برى ، برترف ، شجرهى ابراهيم ، شجرهى مريم نامهاى ديگر آن مىباشد ( دهخدا ) . گياهى است بر دو گونه نر و ماده با برگهاى سودمند داراى شكوفهاى زرين و بسيار تلخ با برگهايى همچون برگ سداب و ميوهى همانند دانه آس و بسيار خوشبو كه در درمانها به كار مىرود ( اقرب الموارد ) )
قيموليا
Tarra Cemolia Toledo eath : ( QAIMULIA )
( ذ : گونهاى گل كه به تازى « حجر الرخام » گويند و آن به مانند صفحههاى رخام ، سپيد و خوشبو است از آن بوى كافور برمىخيزد چون تازه باشد آن را « حجر الشفاف » نيز گويند . ( برهان ) )
كاشم
Levisticum officinalis Lovage : ( K shim )
از نامهاى آن انجلان رومى ، كرفس كوهى است . گياهى با برگهاى زيبا و بويى خوش و ريشهاى كلفت و گوشتى و بويناك با مزهاى تلخ مىباشد .