سرخس و بندآورنده مىباشد . از ميانبرندهى همهى گونه كرمهاى شكمبه و روده است براى گرى ، خارش ، شيرينه نيكوست . طبيعت آن در مرتبت دوم گرم و خشك و نزد گروهى سرد و خشك ، روانكنندهى نمورىها و ليزابهها ، و در خشك كردن زخمها بسيار كاراست ( تحفهى حكيم ) )
قنطوريون
Erythraea officinalis Common Centaury : ( Qanturiun )
نامى است كه بر دو گونه گياه ياد مىشود . يكى قنطوريون بزرگ و ديگرى كوچك كه هركدام از تيرهى جدا از ديگرى است . قنطوريون بزرگ جايگاه رويشى آن كوههاى آلپ است . گياهى چندينساله با ريشه گوشتى و خوشبو و مزهى تلخ به همراه كمى شيرينى و اندكى تندى كه در درمان به كار مىرود . رستنگاه قنطوريون كوچك سرزمينهاى پيرامون درياى مديترانه است . داراى برگ و ميوهاى همچون دانه گندم است . كه در درمان به كار مىرود .
( ذ : گل گندم از تيرهى مركبان كه جنسهاى بسيار دارد . ريشهى همهى آنها كلفت و نيرومند است بهگونهاى كه در كشتزارهاى گندم براى كشت گندم چالش پديد مىآورد . تببر خوبى است ( گياهشناسى گل گلاب ص 261 ) )
قنه
Ferula galbaniflua Galbanum : ( Qinnah )
مردم آن را « كلخ » خوانند ، انطاكى « بارزد » گفته است . شيرابه صمغى برگرفته از گياه « قناوشق » است كه در ايران و سوريه بسيار مىرويد . درختچهاى كه بيش از پنج پا بلندتر نمىشود . ساقه پرشاخهى استوانهاى شكل و برگهاى دندانهدار و گلهاى زردرنگ چترى و ميوه كوچك و فشرده شده و ريشههاى گسترده و كشيدهاى دارد . اگر شكافى بردارد از آن شيرابهاى شيرى بيرون مىآيد كه در برخورد با هوا سفت شده به شكل تودهاى كوچك به نام قنه درمىآيد .
( ذ : نام ديگر آن بيرزد دارويى پيشآبآور ، بادشكن . براى كوفتگى و كزاز و ترنجيدگى و صرع و سردرد و بيهوشى و درد دندان پوسيده و درد گوش و گرفتگى زهدان سودمند است . پادزهر هر زهر و سم و دود آن هوام و گزندگان را دور مىنمايد .
مانند مصطكى آن را به نام بارزد و بيرزد گويند . طبيعت آن در دوم گرم است . ( آنندراج ) )