نمك بسيار نيرومندتر و براى نيروبخشى شكمبه و گواريدن خوراك و اشتهاآورى و جلوگيرى از بالا آوردنهاى درمانناپذير ، و از ميان بردن آماس سپرز و پانسمان آن خورندهى گوشت اضافى زخمها ، زدودن ثآليل و ناسور و پيسى ، بهق و گرى نمور است . پاشندن آن بر انگور به زودى آن را مويز مىكند . ( مخزن الادوية )
قليميا
Scoria ; Cadamia Litharge : ( Qalimi )
برخى از منابع « اقليميا » گفتهاند . زنگارى است كه روى فلزات را هنگام گداختن از اكسيداسيون فرامىگيرد . هرقليميا با نام فلزى همراه است كه بدان وابسته مىباشد .
چون زر و سيم و جز آن . در نوشتههاى كهن بدينگونه بوده است كه اگر به تنهايى ياد شده توتيا بوده كه نام شيميايى آن اكسيد روى است كه در مطب همه دندانپزشكان فراوان وجود دارد .
( ذ : دردى پس از گداختن زر و سيم مس ، روى آنها مىنشيند . سوخته فلزات پس از گداختن ( انندراج ) )
قنار
( Qan )
:
( ذ : چوب تباشير يا درختى است كه صمغ آن اشق است . گونهاى از « اندروطاليس » است .
« رطبهى يابسه » و « اشق » در مصر و به گويش مغربى « كاكنج » ( فهرست مخزن الادوية ) )
قنبيط
Brassicu cleracea var Cauli Flower : ( Qannabit ) Botrytis Linn
( ذ : بزرگترين و درشتترين گونهى كلم ( آنندراج ) ، خايه كرنب ، كلم رومى ، كلم گرد ، به آن نيز مىگويند . پيشآبآور ، سستكنندهى مغز ؛ گشايندهى تنگىها ، تلخآبزا ، از مستى جلوگيرى مىكند . براى درد بندها سودمند است ، آب مردانه را تباه مىسازد ( تحفه حكيم ) )
قنبيل
Mallatus philippinesis Kamala tree : ( Qanbil ) Muell Ary
( ذ : تخم گياهى زرد كه بر آن سرخى چيره شده گويند شبنما است . گويند تخم