خوب است ( تحفه حكيم ) )
قلب
( Qulb )
:
( ذ : گياهى است با نام ديگر « قليب » ، برگ آن به مانند برگ زيتون ولى پهنتر و بلندى آن تا يك ذرع و بيشتر مىرسد شاخههاى باريك مانند شاخه « أذخر » ميان برگها دانهى آن مىرويد كه سخت و گرد و سياه و زبر همانند سنگريزه است رستنگاه آن كوهها و زمينهاى سنگلاخى است . طبيعت آن در مرتبت سوم گرم و خشك مىباشد .
براى سرفه ، تنگى نفس نيك است ، و با شراب سپيد براى بيرون راندن سنگ گرده و پيشآبدان و بند آمدن پيشآب و پانسمان آن براى بواسير خوب است ( تحفه حكيم ) )
قلقاس
Colocasia antiquorum Schott Arum : ( Qalq s )
برخى « قلقاص » گويند بوتهى قارچى « عسقول » شيرابهدار از تيرهى تاجريزى « عنب الذئب » شيرين است . درختچهاى چندين ساله داراى ريشهى خزنده با گوشت خورده مىشود ، ساقهى چوبى در پايين و گونهى ديگرى آن علفى است . گلهاى خوشهاى بنفش رنگ كه ميوهاى انگورى شكل و كوچك به اندازه نخود درست مىكند كه در آغاز سبز سپس زرد شده در پايان سرخ شفاف مىشود .
( ذ : بسيار چاقكننده است ، براى سرفه و زبرى سينه و زخم رودهها و كوچكى گرده و اسهال سودمند است . پيوسته خوارى آن تلخآب را مىافزايد و گرفتگى پديد مىآورد .
طبيعت آن در مرتبت نخست گرم و در دوم نمور مىباشد با ارزش خوراكى بالا ، افزايندهى نيروى جنسى است . كاركردى نزديك به كرنب ( كلم ) دارد . پانسمان آن براى رسيدن آماس و سوختهى آن براى برفك و آفت دهان خوب است و نيروبخشى به ريشهى موها مىدهد ( تحفه حكيم ) )
قلقديس
Ferrous sulphate White Vitriol : ( Qalqadis )
گونهاى زاگ است عربان « مليطن » و در شيمى سولفات روى ( يا سولفات آهن ) را گويند . در « عمدة المحتاج » سه گونه گفته شده است : سپيد پاك با بخشهاى يكسان جدا از هم كه زاگ أساكفه خوانده مىشود . ديگرى سپيد اندكى زلال درون آن به سياهى مىگرايد و « ميس » نام دارد . سومى كدرتر و سختتر از دو تاى ديگر است « سخيره »