تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
آمده از زمين است دو گونه دارد : گونه‌اى از پختن شيرابه درخت « أرز » و « ابهل » با برخى گياهان به دست مىآيد و باديه‌نشينان روش آن را به خوبى مىدانند و با آن پوست آسيب‌ديده شتران خود را درمان مىكنند . ديگرى از چوب و زغال سنگ از راه تقطير خشك به دست مىآيد كه در صنعت به چوب مىمالند تا آن را از گزند موريانه دور سازند و يا به آهن مىزنند تا از زنگ‌زدگى آن جلوگيرى شود . ( ذ : براى زخم‌هايى كه دير خوب مىشوند و بيمارىهاى انگلى و پوستى خوب است . در صورتى كه به پوست آدمى ماليده شود برخى از نئوپلاسم‌ها ( كانسر ) را پديد مىآورد و اخيرا برخى هيدروكربن‌هاى كانسروژن را از قطران در آزمايشگاه به دست آورده‌اند . ( درمان‌شناسى عطايى ج 1 ) )

قطف

( Qataf )
: ن . ك سرمق سرمك ، بقله الروم نام‌هاى ديگر آن است . در درمان به كار مىرود . برگ آن را همچون اسفناج مىپزند .

قفر اليهود

Asphaltun Pitchews : ( Qafrl - yahud )
قير مايع كه آسفالت گفته مىشود كه در آسفالت كردن خيابان‌ها به كار مىرود و از نفت خام گرفته مىشود . گونه‌ى ديگر آن از چشمه‌هاى آب گرم گوگردى بيرون مىآيد كه بوى گوگردى و خوش‌مزه و رنگ سياه براق و نرم همچون آدامس دارد . ( ذ : طبيعت آن در مرتبت سوم گرم و خشك است كاركرد زفت و قطران را دارد نوشيدن آن در شكستگىهاى اندام‌ها و ضربديدگى خوب است . از اسهال رطوبتى و كرم‌هاى شكمبه و بادهاى فشرده شكمى و آواى شكم ( قراقر ) جلوگيرى مىكند . نيروبخش گوارش و اعصاب است . براى زخم شش و بيرون راندن چرك و خونابه از سينه و تنگى نفس و آماس لوزه‌ها ، گرفتگى گلو از بلغم و تلخآب و بزرگى زهدان و زبونى جگر و گرده ، پيشآب چكه‌چكه و بواسير و روان كردن خون ماهانه ( آمدن خون خون ماهانه درمان‌ناپذير ) و نقرس و آماس سخت و نرم كردن آماس‌ها و براق كردن پوست و رساندن آماس خنازير ( آماس گردن ) و زدودن پيسى ناخن و قوبا و گريزاندن گزندگان و مار و پشه و دهان‌شويه كردن آن براى درد دندان پوسيده و بوى بد دهان
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 735 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى