- ن . ك سليخه .
( ذ : پارهى پوست ، پوستپارههاى انار ، گونه پوست دارچينى چينى است . تنهى پرگوشتتر و گرمتر و نرمتر دارد . گونهاى از آن سرخ ملس كه به شيرينى مىزند و نمايى زبر و خوشبو و مزهاى تند گس دارد كه قرفه قرنفل نام دارد . ( منتهى الارب ) )
قرن الايل
Cornu Cervi Hirsch horn ; Stay's horn : ( Qarn al ayyil )
( ذ : شاخ گوزن ، بز كوهى ، گاو گوزن ، گاو كوهى ، به تازى « بقر الوحش » گويند .
مارخوار است چون بيمار شود يعنى خود را بر سوراخ مار مىنهد با نفس كشيدن او را جذب مىكند و مىخورد و بهبود مىيابد . شاخ سوخته و نسوختهى آن در پزشكى كاربرد بسيار دارد ( ناظم الاطباء ) )
قرنقل
Caryophyllus aromaticus Linn Cloves : ( Qaranful )
درختى چند ساله از تيره ( آسىها ) عمر آن به بيش از يك سده مىرسد . در سرزمين زنگبار ، ماداگاسار ، هند ، برزيل و برخى سرزمينهاى گرمسير استوايى مىرويد . قد آن به پنج متر مىرسد . برگهايى همواره سبز و تخممرغى شكل دارد . شكل درخت مخروطى با گلهاى سرخ ، صورتى با بويى خوب به ويژه از جام گل پس از خشك شدن و ريختن گلبرگهاى آن برمىخيزد . در چاشنى به كار مىرود .
گياه قرنفل كه در باغچهها مىرويد تنها زينتىاند . هيچگونه وابستگى به آن قرنفل ندارند مگر به بوى خوش آن .
( ذ : تازىشدهى ميخك . بهترين و پاكترين داروهاى گرم است . صفادهندهى دل و مغز است . ( منتهى الارب ) « كرن يهول » به هندى گويند . و زنهاى هندى آن در سوراخ گوش گذارند . سياهتر از ياسمن ، گرم و خشك در مرتبت سوم شادىآور و نيروبخش دل و شكمبه و جگر و مغز و ديگر اندامهاى درونى ، بادشكن و سودمند براى استسقاء لحمى و بالا آوردن و دلآشوبى و تيز كردن بينايى است . ( بحر الجواهر ) )
قسط
Saussurea Lappa Clarke Costus arabicus : ( Qust )
واژهاى سريانى براى گياهى ويژه عراق است ديسكوريدس در كنار اسكندر مقدونى در تسخير سرزمين ميانه رودان ( رافدين ) به آن دست يافت و ويژگىهاى آن را به دست