تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
خوب است . افزودن آب گرم آن را به شير فورا شير را مىبندد و شستن سر و تن با آن پوست را شاداب و نرم و رنگ تن را نيكو مىكند . از تيره‌ى مركبان كه گل‌هاى آن ديهيم‌هاى بزرگ در بالاى ساقه مىسازند . گلبرگ‌هاى نارنجى دارند با نام گل رنگ در رنگرزى به كار مىرود . ( گياه‌شناسى گل گلاب ) )

قرظ

Gum Arabic Tree : ( Quraz )
شيرابه‌اى از شاخ ميوه‌ى درخت أكاسيا ( اقاقيا ) است و از آن صمغ عربى با نام ديگر « سنط » ساخته مىشود . در برخى كتاب‌ها اقاقياى قرظ آمده كه بتوان آن را از اقاقيا سمر كه در سرزمين مغرب مىرويد جدا كرد . ( ذ : برگ درخت سلم كه بدان پوست را مىپيرايند ، يا بار درخت سنط كه از افشره‌ى آن اقاقيا بدست مىآيد . ( منتهى الارب ) )

قرع

Cucurbita pepo Linn White pumpkin : ( Qar )
ميوه گياه كدو ( يقطين ) ، كدوى تر ، دباء است . برخى آن را كدوى سرخ يا كدو كوهى نامند . گياهى باستانى كه نام آن در نوشته آشوريان آمده است . كدويى كه اكنون نزد وجود دارد نام « كوسا » و گونه‌ى ديگر آن نزد بغداديان نام « ملا محمد » يا كدوى سلاحى دارد در موصل نيز شناخته شده نيست . نام آن در كتاب‌هاى عربان نيامده است . ( ذ : به پارسى « كدو » ، به تركى « قباق » يكى سبز و ديگر سرخ كه رومى است در مرتبت دوم سرد و نمور ، نرم‌كننده ، گشاينده ، پيشآب‌آور ، عرق‌زا ، فروكش‌كننده‌ى تشنگى ، با ارزش خوراكى پايين ، روان‌كننده‌ى ميانه‌ى زردآب ، با فلوس و ترنجبين و خميره‌ى بنفشه براى تب‌هاى زردآبى و خونى و با تمر هندى براى راندن زردآب سوخته و گرمى مغز و وسواس و ديوانگى و چشم‌درد و سردرد سودمند است . براى التهاب شكمبه ، روده‌ها ، بىخوابى ، خشكى مغز ، درد گوش نيك است ، و در بينى چكاندن آن با شير دختران براى سرسام و هذيان خوب است ( تحفه حكيم ) )

قرفه

( Qirfah )
: در برخى كتاب‌هاى عرقيات آمده كه دارچين است ولى قرفه جز آن است هرچند از جنس آن مىباشد . تا جايى كه سورىها نام آن را نمىدانند و قرفه همان سليخه است .