سودمند است ، تندگوار ، گشايندهى تنگىها است . پوست و گوشت آن بادآور ، قولنجساز ، ديرگوار ، آميختگى ساختهى آن عفونتزا ، خوردن برگ آن براى گزيدگى سگ هار و خشك كردهى آن براى روان كردن زردآب خوب است ( تحفه حكيم ) )
قردمانا
Carum Carvi Linn Bastard Curnin : ( Qardam n ) Caraway
نامى است كه در « حاوى » و « منصورى » بسيار آمده است . در « مفيد العلوم » آن را كراويا دشتى ( زيره رومى ) گفته است در هيچ جايى ديگر اين سخن را نديدم . در « عمدة المحتاج » دارويى پزشكى با نام « قردامن » و « قردمين » و چهبسا همان قردمانا ، آمده است . گياهى با نام تخم الرشاد ، ترتيزك خوانده مىشود . گلهاى آن خوشهاى جدا از هم سپيد رنگ و گلى رنگ دارد كه در درمان بهكارمىرود .
( ذ : قردامون ، قردمانه ، قاقله صغار ، قردمانى ، كراويا نيز گويند . طبيعت آن گرم و خشك در درجه سوم است براى بيمارىهاى عصب و سردرد از سردى و فلج سودمند است ، پختهى آن براى صرعىها خوب است . همانند بابونه با شاخهها پراكنده كمبرگ است . كراوياى دشتى ، واژهاى يونانى يا رومى است ( ذخيره خوارزمشاهى ) )
قرط
( Qurt )
:
( ذ : گونهاى كندنا كه « كراث المائده » ، زبوه ، ركل ، كوار ، كالوخ كندناى شامى نيز خوانده مىشود . آليوم پوروم نام علمى آن است . سبزى خوردنى از تيرهى سير است .
( ناظم الاطباء ) )
قرطم
Carthamus Tinctorius Carthum Seed : ( Qurtum ) Linn Safflower
گياهى از تيرهى خارداران به زعفران دروغين شناخته مىشود . يك تا دو پا قد مىكشد . ساقهى سادهى آن از پايين با اندكى شاخه و برگ از بالا داراى گلهاى لولهاى كه پايانهى زرين و زيبايى دارد . خشكشدهى آن را به عنوان عصفر مىفروشند و گاهى فريبكارانه به جاى زعفران به خريداران مىدهند .
( ذ : تازىشدهى عصفر و تخم عصفر است براى راندن بلغم ليز و قولنج بسيار