روانكنندهى زردآب ، به تازى قلام و رجل الفروج ، به تركى و پارسى شور گويند .
طبيعت آن در مرتبت دوم گرم و خشك ، با ارزش خوراكى پايين ، با آب مويز و شكر سرخ روانكنندهى زردآب است ، پيشآبآور ، خون ماهانهآور ، گشايندهى گرفتگىها ، براى زبونى و سستى شكمبه و درد كمر سودمند است . تازهى آن شيرساز ، برانگيزاننده و افزايشدهندهى نيروى جنسى و نيروبخش جگر است . ( تحفه حكيم ) )
قايا : - ن . ك اقاقيا
قباد العود
( Qubud al - ud )
:
( ذ : نام بوتهاى باشد خاردار كه شتر آن را بسيار دوست دارد و از آن صمغى سپيد رنگ بدست مىآيد . ( ناظم الاطباء ) )
قثاء الحمار
momordica elaterium / squirting : ( Quithth al - him r ) linn Cucumber
به آن خيار دشتى گفته مىشود . گياهى دشتى با ريشه چند ساله ولى ساقه و برگ آن هرساله مىرويد . ساقه گياه خزنده است ، برگهاى پرگوشت كلفت ، به مانند دل دارد ميوههاى آن همانند خيار و خيار چنبر دراز است . جز اينكه روى پوست آن برجستگىهايى دارد ، خوشمزه نيست ، بوى اندكى دارد . با اين همه خوردن آن براى خر گواراست ، بهگونهاى كه اگر در هنگام خوراك خوردن ، بوى آن به او برسد ، خوراك را رها كرده چهار نعل به سوى آن مىرود . شناسهى ميوه ، داشتن سوراخى در پايانهى آن است كه تخمهاى خود را تا مسافتى دور پرتاب مىكند . چهبسا به چيزهاى نزديك خود برخورد مىكند . گياهشناسان آن را اينگونه گزاره مىكنند كه درون ميوه شيرابهاى با بستگى بسيار بالا هست كه هنگام رسيدن ميوه ، لرزههايى در ديوارههاى ميوه پديد مىآيد كه فشارى سخت بر روى شيرابه مىآورد سبب رانده شدن برقآساى آن همراه با دانهها از اين سوراخ مىگردد .
( ذ : خيار تره ، خيار دراز ، به « تازى » خيارزه ، خيار چنبر ناميده مىشود . گويند در برخى جاها درازاى آن به يك ذرع مىرسد . طبيعت آن در آخر دوم سرد و درون آن فرونشانندهى گرمى و تشنگى ، پيشآبآور ، براى پيشآبدان و برافروختگى شكمبه و جگر