مىرود كه تازى ( نويسان ) ويژگى درمانى آن را براى برخى بيمارىهاى چشم پيدا كردند .
( ذ : جوانهى انتهايى تنهى آن را كلم فوفل گويند ، زيرا مانند پنير نرم است خورده مىشود ، پوپل ، كوثل ، تانبول ، تامول ، كوپل ، اطموط ، نخل هندى ، بوگا فالا ، اريكا نامهاى ديگر آن است . ( فرهنگ معين ) )
فوه
Rubia tinctcorium Madder : ( Fuwwah )
( ذ : روناس روين ، بيخ درختى است باريك ، دراز ، سرخ كه بدان رنگ كنند ، فرو اندازندهى رويان است . بلسيكى ، روناس بيابانى ، حب الصبيان نيز گفته مىشود .
( دهخدا ) )
فوة الصباغين
Rubia tincterium Dyer's mudder : ( Fuwwahal sabb ghin )
درختچهاى چند ساله كه در كرانههاى درياى مديترانه مىرويد با ساقهى سرخ رنگ و آويزان و دانههاى سرخ كه « فوه » خوانده مىشود و رنگرزان كهن ، مايه رنگين سرخ براى رنگآميزى ابريشم و پشم از آن بدست مىآوردند و دانههاى آن نيز در درمان به كار مىرفته است .
قاقا
( Q q )
:
( ذ : تازى شده كاكا ، حنظل ، قاقايى است . ( مخزن الادوية ) )
قاقله
( Q qulah )
:
تخم هل يا هيل بوا ميوه درختى از تيرهى زنجبيليان با بلندى هشت تا دوازده پا با برگهاى پيكانى كه درازاى آن يك پا و گلهاى سپيد جامى و خوشهاى و هر گلى ، ميوهاى بجا مىگذارد . هل از خوشبوترين و گرانترين و دلپذيرترين بو در گروه چاشنى مىباشد .
( ذ : به يونانى « قطيداوس » و سريانى « شرفيون » و « شوشما » و به فرنگى « كرده موم » به فارسى « هيل ، هل » به تازى « هال » به هندى « ايچى » گفته مىشود به دو گونه كه قاقله كبار و قاقله صغار . ( مخزن الادويه ) برخى آن را تخم سپندان ، دو غلات نيز مىگويند . ( آنندراج ) )
قاقلى
Atriplex sps salt herb : ( Q quli )
( ذ : همانند اشنان شورمزه و شترخواهان خوردن آن است . پيشآبآور شيرساز ،