تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
مىرود داراى گل‌هاى خوشه‌اى بهم چسبيده و ميوه‌اى تخم‌مرغى شكل ريز و بسيار خوش‌بو نام‌هاى ديگر آن دارفلفل ، عرق الذهب ، فلفل دراز ، پيپل ، فلفل مويه در برخى كتاب‌ها بيخ درخت كبابه آمده است . ( فرهنگ معين )

فلنجمشك

Ocimum gratissimum linn Basil : ( Filinjmusk )
به نام فلنجمسك أفلنجمشك ، فرنجمشك ، برنجمشك نيز آمده است . ابن بيطار بوته قرنقل را گفته است ولى انطاكى از گفته ديسكوريدس نام أفنيس براى آن آورده است برخى آن را انگشتان سبز گفته‌اند بوته‌اى است كه بيش از نيم پا از زمين قد نمىكشد ، برگ‌هاى پهن و سپيد دانه‌هايى همچون دانه ريحان دارد و همه گياه خوش‌بو است . ( ذ : فرنجمشك ، گياه بالنگو برخى تخم بالنگوست ، بالنگوى صحرايى و بالنگوى كندو ، فرنجمسك ، قرنقل بستانى به آن نيز مىگويند ( دهخدا ) ) فليزهرج
( Flzuhraj )
: - ن . ك حضض فنجنكشت
( Funjakusht )
: - ن . ك فقد

فوتنج

Mentha piperata : mint ( Futanaj )
نام‌هاى ديگر آن فوثنج ، فوذنج ، فودنج ، صنومران ، حبق است . دو گونه دارد نخست آبى كه در سوريه « نعناع آبى » و در مصر « حبق التمساح » و گونه كوهى آن همچون سعتر است كه داراى گل‌هاى خوشه‌اى زرد رنگ با روغنى خوش در گل و برگ آن مىباشد . ( ذ : تازىشده‌ى پودنه ، پونه ، پودينه ، فودنج است . ( دهخدا ) )

فوفل

Aseca catechu linn Betelnut : ( Faufal )
در گذشته بان گردو « اريكا » گفته مىشد و ميوه درختى از تيره‌ى نخل‌هاست و همچون درخت گردوى هند به بلندى بيست متر است با برگ‌هايى كه در درازاى آن به چهار متر مىرسد . با گل‌هاى نر و ماده و ميوه‌اى به اندازه خرما يا كمى بزرگتر يا كوچكتر دارد . تر و تازه و پرگوشت و در آغاز داراى پوششى ليفى با رنگى زرد كه به سرخى مىزند و داراى هسته‌ى بادامى است . همه‌ى آن به مانند يك ميوه خورده مىشود ولى اگر ميوه خشك شود تنها از نوع بادام آن به جهت داشتن روغن اريكالين به كار