تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩

صمغ عربى

Gum Arabic : ( Samagh - arabi )
( ذ : صمغ درخت طلح ، بهترين گونه‌ى صمغ است سپيد و شفاف و صاف چون بر آب نهند زود بگدازد . طبيعتى ميانه دارد و اين ويژگى بندآورى و خشك‌كنندگى آن ميانه است براى سرفه‌ى گرم و روان كردن زردآب و زبرى سينه و گلو و ناى و شش سودمند است آواز را صاف مىكند . تندى داروها را مىشكند . زيان‌هاى آن را كتيرا ، شراب صندل و گلاب از ميان مىبرند . ( اختيارات بديعى ) )

صندل

Santalum album Linn Wihite sandal wood : ( Sandal )
واژه‌اى تازى است كه بر درختى همچون درخت گردو آورده مىشود با برگ نرم و نازك و با ميوه‌اى خوشه‌اى همچون « حبة الخضرا » . چوب ساقه‌ى آن . سنگين ، ستبر درخشان‌شونده ، اگر سوزانده شود بويى خوش از آن برخيزد از چوب آن وسايل گرانبها ساخته مىشود چون پيوسته از آن بويى خوش مىآيد . ( ذ : تازىشده‌ى « چندن » ، مىباشد . بهترين آن سرخ يا سپيد است . طبيعت آن در سوم سرد و در دوم خشك ، نيروبخش شكمبه و دل ، شادىآور ، بازدارنده و بندآورنده و پديدآورنده گرفتگى است براى تپش دل و تب‌هاى تند و برافروختگىها و بازدارندگى بالا رفتن بخارها به مغز سودمند است . پانسمان آن براى بدبويى دهان و سردرد و باد سرخ سودمند است ( تحفه‌ى حكيم ) )

صنوبر

pinus pinea Linn Pine ; common fir tree : ( Sanobar )
( ذ : به پارسى درخت « چغلوزه و ناژ » و بهندى « چرط ، سرل » گويند از تيره‌ى ناوژيان ( مخروطيان ) ، داراى برگ‌هاى كلفت و كوتاه است براى سرفه‌هاى نمورى ناى و شش و سينه‌ى خوب و پيشآب‌آورست آميخته آن با سركه براى درد دندان نيك است . طبيعت آن گرم در مرتبت نخست ، خشك و نمور ميانه مىباشد . ن . ك حب صنوبر ( دهخدا ) )

ضرو

pistacia lentiscus terebin thus Linn Terebinth : ( Dirw )
يونانيان ( دوفنتين بسطاقيا اطلنطيقا ) گويند بمعنى پسته‌ى اتلانتيكى وابسته به رويشگاه آن كوه‌هاى اطلس ( اتلانتيك ) به بلندى سه متر مىرسد پرشاخه و برگ‌هاى