تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
كند دچار سردرد و سرگيجه مىشود . ( ذ : به دو گروه صحرايى ( خودرو ) و بستانى ( پرورشى ) تقسيم مىشود . شهدانج برى را حب السمنة ( نقل خواجه ) مىگويند . ( فهرست مخزن الادويه ) )

شهريارى

( Shahri ri )
: ( ذ : نام نرم و روان‌كننده‌اى است كه لكلرك « 1 » در ترجمه ابن بيطار در شرح حمار الوحش آورده است ولى گمان مىرود اين واژه « شب‌باره » باشد به غلط شهريار خوانده شده است مى نو ، شراب تازه نيز نام دارد . ( دهخدا ) )

شيح

Artimisia maritima Linn Warm Wood : ( Shih )
گياهى از تيره مركبه ( نگين‌داران ) گونه‌هاى متفاوتىاند كه بسته به رويشگاه ايشان نام مىگيرند مشهورترين آنها كه در كتاب‌هاى قرابادين آمده ، شيح عربى ، شيح حلبى ، شيح خراسانى ، شيح رومى است . گياه علفى با ريشه چند ساله و ساقه كوتاه بسيار پرشاخه با گل‌هاى زرد و برخى گونه‌هاى آن سرخ و دسته‌اى سپيداند ميوه‌ى آن همانند شاخ است . ( ذ : درمنه نيز گويند بهترين آن تركى است بستگى به رنگ گل آن سه دسته‌اند : نخست ارمنى كه زردرنگ است . دوم سرخ تركى كه سرخ‌رنگ است ، سوم عربى كه علوفه‌ى چهارپايان است ( دهخدا ) )

شيطرك

Lepidium Latifolim Lepidium : ( Shitarak )
سيطرك ، شيطرج يك گياه‌اند كه همان « حشيشة الذهب » از تيره‌ى سرخسيان است . بىبو و بىمزه ، نشان آن داشتن كيسه مانندهايى كه با نخ تافته شده و پيرامون آن را پولك‌هاى گرد سخت و گلوله‌اى فراگرفته است . ( ذ : از تيره‌ى برغست‌ها علفى و زيباست . برگ‌هاى پايين آن تخم‌مرغى شكل و بزرگ ، ولى ديگر برگ‌ها نوك‌تيز و باريك و كوچكند . گل‌ها برنگ گلى يا بنفش‌اند حشيشة الاسنان به آن گويند . ( تذكرة صيدنه بيرونى ) )

شيلم

Lolium temulontum Linn damel : ( Shailam )
هامش
( 1 ) .Locreck