برخى از پزشكان به آن زوان و گروهى سيكال ، سريال گفتهاند كه واژهاى يونانى است . گياهى است يك ساله از تيرهى نجيليان ( هفتبنديان ) است . تا سه پا بلندى مىگيرد ميان بوتههاى كشتشدهى گندم مىرويد گلهاى خوشهاى كه دانهى كوچك گرد درست مىكنند كه رنگ گندمگون كه به سرخى و سياهى مىزند مزهى آن به تلخى مىگرايد ، با گندم درو مىشود ازاينرو دانهى آن با دانهى گندم مىآميزند كه جدا كردن آنها سخت خواهد بود .
( ذ : گندم ديوانه ، شولم ، شالم نيز گفته مىشود . ( ناظم الاطباء ) )
صبر
Alae Littoralise koening small aloe : ( Sibr )
مردم آن را صبّير مىشناسند ، گياهى كويرى داراى تنوع بيش از چهار هزار گونهاى است ولى گونههاى پزشكى آن انگشتشمار است مشهورترين آن صبر سقوطرى
( Saqotri aloe )
كه نسبت به جزيره سوقطره در جنوب يمن مىگيرد و در درمان به كار مىرود داراى ، ساقه چوبين و گلهاى آن به شكل خوشه در بالاى گياه مىرويد برگهاى آن گوشتى كلفت ، دندانهدار و خاردارست كه از آن شيرابه فراهم مىآيد و با هوا و آفتاب خشك مىگردد . خوشبو با مزهى تلخ و رنگ زرد زرين مىباشد .
( ذ : سولع ، مقر ، ايلوا ، به مازندرانى ، « انجير بغداد » گويند سه گونه مشهور آن سمجانى از ايران ( بدبو ، سياه ) ، سقوطرى از يمن ، عربى زرد و با درخشندگى كمتر از سقوطرى است طبيعت آن در دوم گرم و سوم خشك و روانكنندهى نيرومند است .
بيرونكنندهى تلخآب و بلغم غليظ و زردآب و گشايندهى ، گرفتگى بجز جگر ، بادشكن اندامهاى شكمى ، خشككنندهى بىدرد ، پاكيزهكنندهى مغز بوده و براى بندها سودمند است . با غاريقون براى تنگى نفس و پاكسازى سينه و با گل مصطكى براى بيمارىهاى شكمبه و با آب سرد براى خونابههاى گلو و با داروهاى مناسب براى زرديون ( يرقان ) و بسيارى از بيمارىهاى تلخآبى و بيرون كردن كرمها ، و بيمارىهاى سپرز و گرده و فروكش كردن تشنگى از زردآب آميخته با بلغم سودمند است براى جگر و سوراخ نشستنگاه زيانآور ، زيادهروى آن اسهال خونى بجا مىگذارد . پماد آن جلوگيرىكننده از گنديدگى لاشه و مردگان و . . . ( گياهشناسى گل گلاب ) )