تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
« محمودة » گويند . گياهى چند ساله چهارگوش دراز بافته شده گوشتى به كلفتى استخوان زند دست آدمى و شكل هويج دارد ، چندين ساقه‌ى باريك بلند مىشود و به هر چيز پيرامون خود مىپيچد و بالا مىآيد و بلندى آن تا پنج پا مىرسد . بخش درمانى سقمونيا شيرابه‌اى است هنگامى كه ريشه‌ى آن را اريب مىبرند و روى ظرفى نگاه مىدارند تا شيرابه آن در آن ظرف گرد آيد و سفت شده و سپس به كار برده شود . ( ذ : يونانى و لاتين آن « اسكامونيا » ، انگليسى « اسكامونى » ، فرانسوى « اسكامونه » و به تازى « محموده » گويند . شيرابه‌اى بسيار تلخ و روان‌كننده‌ى زردآب است براى روان كنندگى بسيار آن ، زيانى به شكمبه و اندام‌هاى درونى شكم مىآورد ، بهبوددهنده‌ى مصطكى و كتيرا و انيسون و روغن بادام و زنجبيل و فلفل و ديگر خوش‌بوكننده‌هاست . گياهى از تيره پيچك‌ها مىباشد ، دمبرگى دراز و دانه‌هاى بسيار روان‌كننده دارد . ( دهخدا ) ) سقنقور
( Saqanqur )
: - دارويى است : ن . ك نمايه جانوران

سقولوقندريون

Asplenium sps spleen wort : ( Saquluqundrium )
گياهى است از رده سرخس‌ها ( ذ : تيره‌ى بس‌پايك‌ها ) ، روى ديوارها نمناك چاه‌ها و غارها و در شكاف سنگ‌ها مىرويد . برگ‌هاى دراز مانند كه در قسمت دمبرگ دراز و باريك مىشود با مزه‌ى گس ( - گردآورنده دهان ) و يك ريشه و چهار شاخه پهن شده همچون ريشه پر سياوشان است . ( ذ : بيخ كبر رومى با طبع دارويى نزديك خود كبر رومى است با نام‌هاى عقربان ، كف النسر ، حشيشة الدودية ، حشيشة الذهبيه و زنگى دارو آورده‌اند . ( مفردات ابن بيطار ) )

سك

Emblica officinalis Astringent preparation : ( Suk ) Greatrn of myrobalan
( ذ : چوبى نوك‌تيز كه ستور را با آن آزار دهند . گويند شيرابه‌ى آمله است كه نيروبخش دل و خوش‌بو مىباشد . ( تحفه حكيم ) سك اصلى از آمله گرفته مىشود برخى ديگر از مازو ( عفص ) گيرند ، طبيعت آن گرم است به مرتبت نخست و خشك در دوم ، براى درد عصب سودمند ، بندآورنده و زداينده است . ( ذخيره خوارزمشاهى ) )
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 695 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى