( ذ : جو يا جو بىپوست ، يا همان جو ترش ، يا گونهاى از گندم ، به آن جو برهنه در پارسى و زابلى جو گندم گويند و به دو گونه است . سپيد و سرخ ، همانندى با گندم بيشتر دارد . فرغانيان گونه نخست را فربو و دوم را جو مردى مىخوانند . ( تحفه حكيم ) )
سلق
Beta Vulgaris Linn Beet : ( Silq )
( ذ : گونهاى چغندر كه همانند شلغم نيز هست . به دو گونه است . يكى از آن به پارسى سلق گفته مىشود . ديگرى را چغندر خوانند . اگر آب برگ آن بر شراب ريزند سركه مىشود و اگر بر سركه ريزند شراب گردد . - « چكندر » و آن مايه جلا و مطل و ملين و مفتح و نافع براى مفاصل و نقرس است و چون شيرهى آن را بر شراب بريزند پس از دو ساعت سركه شود و چون بر سركه بريزند پس از چهار ساعت شراب گردد ، شيرهى آن را ببينى كشند ، براى درد دندان و گوش و گيجگاه سودمند است . از گونههاى ديگر آن سلق البر ، سلق الماء مىباشد . ( دهخدا ) )
سليخه
Cinnamomum Cassia Blume Cassiabark : ( Salikhah )
واژهاى تازى براى پوست و ساقه و شاخههاى درختى با نام « قرفه » چوبين . درختى بزرگ در چين و هند ، بويژه در جنوب آسيا . به آن سليخه گويند . چون پوست آن غلفتى كنده مىشود و همچون دارچين نيست كه خودبخود پوستهپوسته شود جز آن كه كلفتتر و ستبرتر و با بوى كمتر است . مزهى آن در دهان به مانند « دبق » چسبنده با اندكى تلخى . برخى از مردم بر اين پندارند كه آن گونهاى دارچين ، ولى به شكل لوله استوانهاى تنگ است و براى فريبكارى آن را بجاى دارچين مىگذارند . در « مزامير » داود پيامبر به نام « عطر ثمين » خوشبوكنندهى گرانبها آمده و بديسكوريدوس به نام كاسيا خوانده است .
( ذ : طبيعت آن گرم و خشك در درجه دوم ، بادشكن بادهاى فشرده مىباشد گونهاى از آن را « سليخة السوداء » گويند . ( تحفه حكيم ) )
سمّاق
Rhus coriaria Linn Sunach : ( Summ q )
ميوه درختى است كه در آب و هواى ميانه مىرويد بهترين آن كه در كوهستانهاى سرد مىرويد بلنداى آن به سه متر مىرسد داراى برگهاى متناوب و مركب و شانهاى مانند تير برنگ سرخ و ميوههاى خوشهاى و دانهاى پهن چون دانه عدس ولى بزرگتر با