سخر
( Sukhar )
:
( ذ : گونهاى تره در خراسان ، در آغاز بهار مىرويد مزهى ترش و شيرين دارد و به رنگ شويد است گياهى زيبا ، خوشبو ، خوشمزه اندكى تلخى به همراه دارد . طبيعت آن گرم و خشك بوده ، نيروزا براى شكمبه ، گشايندهى گرفتگىها ، اندك تلخى آن براى گوارش نيكو و برندهى بلغم ليز ، بادشكن است براى تبداران ، دارندگان آميزه گرم بد است ( اختيارات بديعى ) )
سدر
Zizyphus spina christita christ's thom : ( Sidr )
درختى است كه بلندى پنج متر مىرسد . درخت كنارست ، پرشاخ و برگ ، با خارهاى بسيار و ميوهاى به اندازهى يك فندق ، پرگوشت با يك دانه و مزهاى ميان ترش و شيرين ، در باغچهها و باغها كاشته مىشود و در هرگونه آب و هوايى مىزيد .
( ذ : برادهى چوب را نيز گويند . طبيعت آن در پايان مرتبت نخست سرد و در پايانهى دوم خشك ، بندآورندهى خونريزى ، بهبوددهندهى زخم روده و شكمروش از ناتوانى شكمبه است . برگ آن براى زخمها و تهىسازى چرك تن و نيروبخشى موها و جلوگيرى از ريزش مو و نيروبخشى اعصاب و راندن گزندگان سودمند است . ( تحفه حكيم ) )
سذاب
Ruta graveolens Linn Common rue : ( Sadh b )
ضرير انطاكى به نام « فيجن » كه ريشه آن برگرفته از يونانى است آورده . مردم آن ستاب گويند . درختچهاى سالدار ، در پيرامون درياى مديترانه مىرويد و بلندى آن به بيش از چهار پا نمىرسد . ساقهاى چوبى با شاخههاى جدا شده و برگهاى پراكندهى گوشتى كلفت و گلهاى زرد ، گل و برگ آن بدبو و داراى مزهى بسيار تلخ مىباشد .
( ذ : دستهاى از تيره سدابيان « دروتراسه » است ، در سوم گرم و خشك و تازه او را خشكى كمتر مىباشد ، برگ و افشره آن پيشآبآور ، روانكنندهى خون قاعدگى ، كاهشدهندهى آب مردانه ، فرواندازندهى رويان ، از ميانبرندهى نيروى جنسى ، گشاينده گرفتگىها ، بادشكن ، تنقيه آن براى دلپيچه و قولنج بادى سودمند است .
( تحفه حكيم ) )