سرخس
Dryopteris fern : ( Sarkhas )
گياهى است كه تفاوت آن با گياهان ديگر ، در خاك بودن ساقهى آن مىباشد . برخى از مردم بر اين باورند كه ساقهها ، ريشه گياهاند كه شاخهها از آن مىرويند . در حالى كه گياهان ريشه استوار و راست و نرم افقى به كلفتى شست دارند كمبو ، تندمزه و در درمان به كار مىرود .
( ذ : در آب و هواى ميانه بىساقه ( ريزم ) ، ولى در آب و هواى گرمسيرى درخت بلند ، همچون نخل است به دو گونه ماده و نر كه مادهى آن كاركرد سستى نسبت به نر دارد ، سرخس نر داراى برگهاى بزرگ و دو بريدگى است . ساقهى زيرزمينى آن براى درمان كرم ( دانه ) كدو به كار مىرود . ( تحفه حكيم ) )
سرطان : بعنوان دارو - ن . ك نمايه جانوران
سرمق
Chenopodium album Linn Goose foot : ( Sarmaq )
پزشكان يونانى ( شينو بوديوم - گرس يونانى ) يا « رجل الاوز » ، به تازى « قطف » يا بقلة الروم گويند گياهى باستانى از تيره سرمقى و برخى از آن بونياكاند كه بدين نام آورده شدهاند در كشور مكزيك بهگونهى چايى مىنوشند دستهاى از آن بىبو و سبز و تازه خام و يا پخته آن را مىخورند مردم به آن سرمخ مىگويند .
( ذ : تازىشدهى سرمه ، نام ترهاى است كه آن را به هندى « بتهوا » گويند . « آنندراج » ، شرنگ كه گياهى با برگ پهن است . خوردن دو درم تخم ساييدهشدهى آن در دو هفته پادزهر استسقاست و زيادهروى در آن مرگ را در پيش دارد ( منتهى الارب ) تازىشدهى سرمك و سرمج كه همان قطف است . ( از تحفه حكيم ) )
سرو
Cypressus Semper Virenus Linn Cypress : ( Sarw )
از درختان جنگلى از تيره صنوبريان مخروطى ، برگهاى سوزنى و ميوهاى از گونه ميوه عفص ( مازو ) در آب و هواى ميانه مىرويد . بهترين آن در كوهستانها است كه بسيار بالا مىرود .
( ذ : به پهلوى « سرو ، سرب » و به طبرى ، « سور » ، تازى « سرو » و سريانى ، « شربينا » به فرانسه ، « سيپره ، كوپرسوس » ، گويند و گويا ريشه اين كلمه واژهى اكدى باشد . چند گونه