سكبينج
Ferula persica Sagapanum : ( Sakbinj )
شيرابهى گياهى علفى همچون ( قثاء - خيار چنبر ) كه جز شيرابهى آن هيچ سودى ندارد ، شيرابهى بهگونهى چكهاى كوچك سپس روى هم گرد مىآيد ، كه در آغاز به دست مىچسبد و آن را آلوده مىكند سپس روى هم بىترتيب قرار مىگيرند . رنگ بيرونى آن گندمگون كه به سرخى مىزند يا گاهى خرمايى رنگ است اندكى شفافيت در آن ديده مىشود ، مزهاى سخت گرم با اندكى تلخى در آن چشيده مىشود ، بوى بدى دارد اندكى بوى سير در آن بوييده مىشود چنانچه در جايى گرم گذاشته شود بوى سير آن آشكار مىشود .
( ذ : نامهاى ديگر آن سكبينه ، سكوينه ، صغبين ، ( از اشتنگاس ) ، و به لاتين سگاپنوم گويند ، گياهى پايا از تيرهى چتريان است . دانهى گياه را در درمان به كار مىبرند . بلندى آن يك تا دو متر با برگهاى سبز و كركهاى ريز و گلهاى زرد و ميوهاى دراز ده تا دوازده ميليمتر است . شيرابهى آن نيروبخش و قاعدگىآور ، ضد تشنج ( گرفتگى اندامى ) ، داراى ويژگىهاى شيرابه « باريجه » است . ( دهخدا ) )
سكر طبرزد
Suger Candy : ( Sukkar tabarzad )
( ذ : تازى شده تبرزد ، برگرفته از پهلوى « تورزت » در سانسكريت توراجه ، تبرزن شكر سخت ( كله قند ) است كه پيرامون آن را با تبر بتراشند ، نمك تبرزد نيز دربارهى نمك ( نمك سنگ ) آوردهاند ، شياف آن پيشآبآور و شلكنندهى شكم ، نبات نيز گفته مىشود . عسل طبرزد نيز آوردهاند . ( دهخدا . ن . ك طبرزد ) )
سكنجبين
Oxymel : ( Sikanjabin )
( ذ : تازىشدهى سكنگبين كه از گذشتههاى دور از سك ( سركه ) و انگبين ( شهد ) درست مىشده است . اكنون به جاى شهد ، قند يا شكر سپيد درون آن ريزند . در دور كردن زيان شراب مويزى ، نوشيدن سكنجبين سودمند است نخست آب و كاسنى و تخم خيار و نقل ( در شراب پرورده ) و ريباس و انار خورند و از پس آن سكنجبين نوشند تازيان هيچگونه آگاهى از آن نداشتهاند . . . ( دهخدا ) )
سلت
( Sult )
: