است . نخست سرو آزاد كه شاخههاى راست دارد ، بىميوه و هميشه سبز است . دوم سرو سهى ساقهى آن دو شاخه شده كه به سوى بالا راست مىرود . سوم سرو كوهى كه به آن كوكلان ، ناژون ، ورس ، ابهل ، عرعر ، ارسا ، ماى مرز گويند . چهارم سروناز كه عربان سرورا « شجرة الحية » خوانند چون هركجا اين درخت باشد ، لانه مار نيز در كنار آن هست . برگ كوبيدهى آن با سركه مو را سياه كند . ( دهخدا ) )
سعتر
Zataria multiflora Boiss Orignum : ( Satar )
( ذ : با نام زعتر و صعتر نيز آمده است . به دو گونهى پرورشى و خودرو است ، پرورشى آن مرزه نام دارد كه سبزى خوردنى است . اوشه ، پودينه كوهى ، آويشن و سعتر فارس و سعتر خوزى ( خوزستان ) گويند . گشايندهى گرفتگىها ، روانكنندهى بلغم ، بادشكن ، اشتهاآور ، نرمكنندهى خوراكىهاى سنگين ، پاككنندهى خوراكىهاى تباه شده است ، خوردن داروهاى روانكننده با آب سعتر پخته از بالا آوردن جلوگيرى مىكند و بيرونكنندهى كرم و از ميانبرندهى تخمه ( ناگواريدن ) است . آن را به زلف خوبان مانند كنند ، نان خورش مستمندان است . ( دهخدا ) )
سعد
Cyrpress rotandus Linn Indian Cypress : ( Soad )
( ذ : دارويى است به تركى « تپلاق » و به هندى ، « موته ، ناگرموتها » و در تنكابن ، « اسكتو » و به فارسى « مشك زيرزمين » گويند . بهترين آن گونه كوفى مىباشد ، گياهى است كه ريشهى آن سياه و داراى بوى خوش به اندازهى زيتون و بزرگتر از آن و درون ريشه سپيد و خوشبو ، برگ آن همانند برگ گندنا كه از آن درازتر و باريكتر و اندكى زبر مىباشد . ( تحفهى حكيم ) )
سقرديون
( Saqardhyon )
:
( ذ : واژه يونانى به آن « ثوم برى » سير دشتى گويند با اينهمه سير نيست ولى گياهى خشك است . ( دهخدا ) )
سقمونيا
Convolvulus Comononia Linn Scammony : ( Saqmunia )
واژهاى يونانى و لاتين و در تازى به كار است ، برخى پزشكان تازىنويس