سپيدرنگ كه اندرون گل سه خاسك زرد باشد بوى بسيار خوش دارد . به رنگها گونههاى زنبق زرد ، زنبق رشتى ، زنبق سپيد ، زنبق يعقوبى ديده شده است . )
زنجار
Basic acetate of copper verdigris : ( Zanj r )
اين واژه ( زنگ ) درباره اكسيدها و كربوناتهاى هرگونه فلز كه مهمترين آنها آهن و مس است به كار مىرود يك لايه گندمگون است بر روى سطح آهن كه مدتى در جاى نمور بوده باشد . هرچه اين مدت ماندن بدرازا كشد اندازهى اكسيدشدهى آن نيز بيشتر شده و لايه رويى آهن پوستهپوسته مىشود . ولى دربارهى مس اگر در جاى نمور بوده باشد اين لايه نازك بدست آمده به رنگ سبز درمىآيد . همه يا بخشى از لايه رويين را فرامىگيرد اين پوستهى زنگ مانند را بنام بىكربنات مس گويند .
( ذ : از زنگ و زنگار پارسى گرفته شده است به دو گونه كانى ( مس ) و سنتيك در آزمايشگاه بدست مىآيد يكى را زنگار مجرود و ديگرى را زنگار دودى گويند ( دهخدا ) )
زنجبيل
Zingiber officinnalis Rose Dried ginger : ( Zanjabil )
گياهى بوتهاى است چندساله بلنداى آن به دو پا مىرسد ، كلفتى ريشه آن به اندازهى انگشت نشانه بوده ، بدبو و پوستهدار و خزنده به رنگ سنجابى از بيرون و سپيد از درون با مزهاى تند همچون فلفل و بويناك ، كه بيشتر در درمانها به كار مىرود . برگهاى بويناكى دارد كه در چاشنىها و خوشبو كردن خوراك هنگام پختن و يا در ساخت مرباها به كار مىرود .
( ذ : بيخ گياهى است كه به پارسى « آنوجه » ، به هندى « سونتهه » ، تازىشدهى زنكوير با نامهاى ديگر زنجفيل ، شنگليل ، شنگويز ، شنگبيل ، شنگبيز آمده است گونههاى ديگر همچون ، زنجبيل كوله ، زنجبيل فارسى ، زنجبيل عجم ، زنجبيل شامى ، بلدى ، بستانى و زنجبيل كلاب دارد . ( دهخدا ) )
زنجفر
Murcuric sulphide Cinnabar : ( Zanjafar )
( ذ : تازىشدهى شنگرف ، شنجرف از جيوه و گوگرد و زرنيخ ( ارسنيك ) ساخته مىشود برخى آن را گوگرد سرخ گويند ساختهى آن از جيوه و گوگرد ( سولفايد جيوه )