خلنج
در برخى نوشتههاى پزشكى و داروسازى ، خلنجبين يا جلنجبين ( گلنگبين ) آوردهاند كه جالينوس عنب الدب ( انگور خرس ) مىگويد . درختچهاى با بلندى سه پا همانند درختچه آس ولى با برگهاى دندانهدار و گلهاى سپيد زيبا ، دستهاى از آنها زرد يا سرخ به صورت خوشهاى آويزان است بر كنارههاى شاخهها ميوههايى انگورى شكل آبى به سياه زده با مزهاى شيرين و خوش خوراك آويخته است هنگام خوردن آن لبها را به رنگ بنفشهاى سياه درمىآيد
( ذ : درختى است بسيار سخت از چوب آن ، تير و نيزه مىسازند . خدنگ ، خلانج نيز گويند . براى اعيا و درد مفاصل و نقرس و دل نيكوست ، طبيعت آن گرم خشك است .
شكوفهى آن تندتر و قوىتر از ديگر بخشهاى آن است . شكوفه و برگ آن براى گزيدگى هوام خوبست ، يك مثقال از تخم آن با عسل حافظ دل است . ( تحفه حكيم ) )
خولنجان
Alpina galango Wild ganlingale : ( Khulanj n )
گياهى است كه بيش از سه پا بلند نمىشود ، گلهاى زرين بيرون از يك محور انتهايى آن است و ريشههاى آن داراى گرههاى چهارگوش دراز ، نمايى با رنگ سرخ و حلقههاى موازى سپيدرنگ و درونى زرد به سرخى زده با تركيب ليفى و بوى همانند بوى دانه هل است .
( ذ : خاولنجان ، خسرودارو ، قرهقاف نامهاى ديگر آن است . تندمزه ، گورا ، طبيعت آن در آخر دوم گرم و خشك مىباشد . مقوى معده و احشاء هاضمه و باه و ماسك بول و بغايت كاسر رياح ، براى قولنج و آروغ ترش و برودت گرده و درد كمر و تقويت اعضا باطنى و رفع بدبويى دهان و خنازير و سرطان و دردهاى بلغمى خوب است . نگاه داشتن آن ، اندكى در دهان موجب نعوظ ( راست شدن نرينه ) است . ( ذخيره خوارزمشاهى ) )
خيار شنبر
Cassia fistula parging cassia : ( Khiar shambar )
همچنين خرنوب هندى ، خرنوب شامى ، بجنجل شام يا خرنوب مكه ( چون حاجيان خانه خدا از آنجا رهآوردى براى خويشان مىآورند ، ازاينرو اين نام به آن مىدهند .