ميوه درختى بزرگ كه در جاهاى گرمسير بويژه سرزمين هند مىرويد . داراى گلهايى زردرنگ و بزرگ بهگونهى خوشهاى آويزان بسوى پايين و برگها بالاست . ميوهاى دارد به شكل شاخ استوانهاى كه درازاى هركدام يك پا و كلفتى پنج سانتيمتر با پوستى سبز و تازه در آغاز بيرون آمدن سپس سياه چوبى مىشود بر روى آن خطهايى آشكار و بيرونزده ديده مىشود ، درون آن دانههاى تخممرغى شكل است كه گرداگرد يك مغز سياهرنگ شيرينمزهاى را فراگرفته است هنگامى كه دانههاى ميوه خشك مىشود به صورت فشرده شكاف برداشته درمىآيد .
( ذ : نامهاى ديگر آن خروب هندى ، فلوس ، خيار چنبر ، قثاء هندى ، بكبر هندى ، شنبر ، شنبار ، خيار شنبر آغاجى ، كرواله ، املتاس ، بگير چونتو ، چيمكانى ( فرهنگ معين ) مغز آن ملين ، مسهل چون كاربردش زيانبار نيست مىتوان در كودكان و سالخوردگان به كار برد . ( دهخدا ) )
خيرى
Cheiranthus cheiri Linn yellow gilli flower : ( khair )
نامى يونانى است ، عربان منثور زرد ، قرنفل زرد گويند ، گياهى زيبا در باغچهها براى خوشبويى و زيبايى گلهاى آن كاشته مىشود داراى چندين گونه رنگ زرد است همچنين از آن روغن عطرى گرفته در تركيب برخى داروها به كار مىرود .
( ذ : گونهى سياهرنگ آن خيرى خطايى ، بنفش آن خيرى ميردينى و يا هفت رنگ ، سپيد و سرخ آن خيرى خزامى ، زرد آن خيرى شيرازى كه گل هميشه بهار مىنامند و شببوى زرد ، خيرو ، خجسته ، منثور ، عصيفر ، هبس ، نمام نامهاى ديگر آن است .
( دهخدا ) )
دارشيشعان
Mynca nagi thumb Box myrtle : ( D rshisha n )
( ذ : درختى ستبر ، خاردار ، پوست آن همانند قرفه مىباشد ولى بزرگتر و سرختر مىباشد ساييدهشدهى آن را با سركه بسرشند و بر دندان گذارند درد آن را فرونشاند .
اگر چوب آن را زنان به خود برگيرند رويان را مىاندازد . به آن سنبل هندى و دارشيعان نيز گفتهاند ( دهخدا ) )
دارصينى
Cinnamomum ; elanicum Breyn Cinnamon : ( D rsin )